درباره نویسنده
علی
در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست خوشا به حال کلاغای قیل و قال پرست چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را برای این همه نا باور خیال پرست
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • رفیق خستگیهام (مازیار فلاحی)
  • صفر درجه
  • قصه های من (شاهرخ)
  • تو (فرامرز اصلانی)
  • رنسانس
  • برای با تو بودن (ستار)
  • گرگ و بره (شهرام شب پره)
  • آغوش (معین)
  • نون و پنیر و سبزی (ابی)(داریوش)
  • دلبر (ابی)
  • شب (ابی)
  • سیاه بخت ( ایرج مهدیان)
  • غرور (افشین مقدم)
  • گل به سر عروس (منوچهر سخایی)
  • باغ الفبا (شهرام شب پره)
  • گل (شهرام شب پره)
  • میلاد (شهرام شب پره)
  • لبه ی تیغ (احسان خواجه امیری)
  • تموم قلب من (احسان خواجه امیری)
  • خوشبختی (احسان خواجه امیری)
  • لحظه (احسان خواجه امیری)
  • دریا (احسان خواجه امیری)
  • کجایی (احسان خواجه امیری)
  • این حقم نیست (احسان خواجه امیری)
  • آرزو (احسان خواجه امیری)
  • خاطره (ستار)
  • جان بابا (احسان خواجه امیری) (ایرج)
  • شهزاده (احسان خواجه امیری)
  • نقطه ی پایان (گوگوش)
  • بهشت (گوگوش)
کلمات کلیدی مطالب
  • گوگوش (۱۱۳)
  • ابی (۱٠٩)
  • ستار (۱٠٤)
  • داریوش (۱٠٢)
  • هایده (٩٦)
  • معین (٩٦)
  • رضا صادقی (۸۸)
  • شهرام صولتی (٧٧)
  • مارتیک (٧٦)
  • سیاوش قمیشی (٧٦)
  • محسن چاووشی (٦٩)
  • ویگن (٦٢)
  • عارف (٦٠)
  • مهستی (٥٩)
  • شاهرخ (٥٩)
  • شادمهر عقیلی (٥٩)
  • ایرج مهدیان (٤٦)
  • امید (٤٤)
  • منصور (٤٤)
  • پویا (٤٠)
  • محمد اصفهانی (۳۸)
  • احسان خواجه امیری (۳۸)
  • بیژن مرتضوی (۳۸)
  • منوچهر سخایی (۳٢)
  • ترانه های گلچین (۳۱)
  • فرزین (٢٩)
  • محسن یگانه (٢٩)
  • مجتبی کبیری (٢٥)
  • شهره (٢٢)
  • هلن (٢٢)
  • مازیار فلاحی (٢٠)
  • مهدی مقدم (۱۸)
  • بهنام صفوی (۱۸)
  • ناصر عبدالهی (۱٧)
  • حمید عسگری (۱٦)
  • فریدون فروغی (۱٦)
  • سیاوش شمس (۱٦)
  • حمیرا (۱٦)
  • احمدرضا نبی زاده (۱٦)
  • فرامرز اصلانی (۱٤)
  • علی عبدالمالکی (۱٤)
  • علی لهراسبی (۱۳)
  • عماد رام (۱۳)
  • نریمان (۱۳)
  • علی رضا روزگار (۱۱)
  • مرجان (۱۱)
  • فرهاد مهراد (۱۱)
  • رامش (۱٠)
  • مهرنوش (٩)
  • بهنام علمشاهی (٩)
  • رضا شیری (٩)
  • شهرام شکوهی (۸)
  • سندی (۸)
  • جواد یساری (۸)
  • عباس قادری (٧)
  • حبیب (٧)
  • افشین مقدم (٦)
  • رستاک (٦)
  • مرتضی پاشایی (٦)
  • گروه سون (٦)
  • امین فیاض (٥)
  • کوروش یغمایی (٥)
  • محمد رضا هدایتی (٥)
  • شهرام شب پره (٤)
  • مجید یحیایی (٤)
  • علی رضا تالیسچی (٤)
  • علی زارعی (۳)
  • داود مقامی (۳)
  • مسعود امامی (۳)
  • سامی بیگی (٢)
  • سوسن (٢)
  • علی اصحابی (۱)
  • دست نوشته ها (۱)
  • دست نوشته ها (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩٢
  • فروردین ٩٢
  • اسفند ٩۱
  • بهمن ٩۱
  • دی ٩۱
  • آذر ٩۱
  • مهر ٩۱
  • شهریور ٩۱
  • امرداد ٩۱
  • تیر ٩۱
  • خرداد ٩۱
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
دوستان من
     
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



رندانه چون ........
منو ببخش (ناصر عبدالهی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱٢/۱

منو ببخش که ندیده میگرفتم

التماس ااون نگاه نگرون و

منو ببخش که گرفتم جای دست عاشق تو

دست عشق دیگرون رو

لایق عشق بزرگ تو نبودم

غافل از معجزه ی تو شد وجودم اسیر جادوت

منو ببخش که درخشیدی و من چشمامو بستم

منو بخشیدی و من چشمامو بستم

منو ببخش منو ببخش

تو به پای من نشستی و جدا از تو نشستم

که نیاوردی به روم هر جا دلت رو میشکستم

منو ببخش منو ببخش

نظرات ()



نامهربونی (ناصر عبدالهی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/٦/٤

در دیگران میجوییم اما بدان ای دوست

اینسان نمیابی ز من حتی نشان دوست

من در تو گم گشتم مرا در خود صدا میزن

تا پاسخم را بشنوی با هر صدا ای دوست

ای دوست ای دوست ای دوست ای دوست

در آتش تو زاده شد ققنوس شعر من

سردی مکن با اینچنین آتش به جان امروز

گفتی بخوان خواندم اگر چه گوش نسپردی

حالا که لالم خواستی پس خود بخوان ای دوست

ای دوست ای دوست ای دوست ای دوست

من قانعم آن بخت جاویدان نمیخواهم

گر میتوانی یک نفس با من بمان ای دوست

یا نه تو هم با هر بهانه شانه خالی کن

از من منی بر شانه ها بار گران ای دوست

نامهربانی را هم از تو دوست خواهم داشت

بیهوده میکوشی بمانی مهربان ای دوست

آنسان که میخواهد دلت با من بگو آنی

من دوست دارم حرف دل را بر زبان ای دوست

نظرات ()



ماه من (ناصر عبدالهی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/٦/٤

از خانه بیرون میزنم اما کجا امشب

شاید تو میخواهی مرا در کوچه ها امشب

پشت ستون سایه ها روی درخت شب

میجویم اما نیستی در هیچ جا امشب

ای ماجرای شعر و شبهای جنون من

آخر چگونه سر کنم بی ماجرا امشب

میدانم آری نیستی اما نمیدانم

بیهوده میگردم به دنبالت چرا امشب

هر شب تو را بی جستجو میافتم اما

نگذاشت بی خوابی به دست آرم تو را امشب

هر شب صدای پای تو می آمد هر چیز

حتی ز برگی هم نمی آید صدا امشب

تا سایه ای دیدم شبیهت نیز اما حیف

ای کاش میدیدن دو چشمانم خطا امشب

امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه

بشکن قرق را ماه من بیرون بیا امشب

گشتم تمام کوچه ها را یک نفر هم نیست

شاید که بخشیده است دنیا را به ما امشب

طاقت نمیارم تو که میدانی از دیشب

باید چه رنجی برده باشم بی تو تا امشب

نظرات ()



شیوه ی ما (ناصر عبدالهی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/٦/٤

نتوان گفت که این غافله وا میماند

خسته و خفته از این خیل جدا میماند

این ره این نیست که از خاطره اش یاد کنی

این سفر همره تاریخ به جا میماند

دانه و دام در آن راه فراوان اما

مرغ دل سیر ز هر دام رها میماند

میرسیم آخر و افسانه ی واماندن ما

همچون داغی به دل حادثه ها میماند

بی صداتر ز سکوتیم ولی گاه خروش

نعره ی ماست که در گوش شما میماند

بروید ای دلتان نیمه که در شیوه ی ما

مرد با هر چه ستم هر چه بلا میماند

نظرات ()



ابر و آفتاب (ناصر عبدالهی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۳/۱٤

قطره قطره اگر چه آب شدیم ابر بودیم و آفتاب شدیم

ساخت ما را همو که میپنداشت به یکی جرعه اش خراب شدیم

ای مترسک کلاه را بردار ما کلاغان دگر عقاب شدیم

ما از آن سودن و نیاسودن سنگ زیرین آسیاب شدیم

گوش کن ما خروش و خشم تو را همچنان کوه بازتاب شدیم

اینک این تو که چهره میپوشی اینک این ما که بی نقاب شدیم

ما که ای زندگی به خاموشی هر سوال تو را جواب شدیم

دیگر از جان ما چه میخواهی ما که با مرگ بی حساب شدیم

نظرات ()



تلخ و شیرین (ناصر عبدالهی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۳/۱٤

لبت نه گوید پیداست می گوید دلت آری

که اینسان دشمنی یعنی که خیلی دوستم داری

دلت می آید آیا از زبانی اینهمه شیرین

تو تنها حرف تلخی را همیشه بر زبان داری

نمیرنجم اگر باور نداری عشق نابم را

که عاشق از عیار افتاده در این عصر عیاری

چه میپرسی ضمیر شعرهایم کیست وای من

مبادا لحظه ای حتی مرا اینگونه پنداری

تو را چون آرزوهایم همیشه دوست خواهم داشت

به شرطی که مرا در آرزوی خویش نگذاری

چه زیبا میشود دنیا برای من اگر روزی

تو از آنی که هستی ای معما پرده برداری

چه فرقی میکند فریاد یا پژواک جان من

چه من خود را بیازارم چه تو خود را بیازاری

صدایی از صدای عشق خوش تر نیست حافظ گفت

اگر چه بر صدایش زخمها زد تیغ تاتاری

نظرات ()



بهار بهار (تورج شعبان خانی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢

صدا همون صدا بود صدای شاخه ها و ریشه ها بود

بهار بهار چه اسم آشنایی صدات میاد اما خودت کجایی

وا بکنیم پنجره ها رو یا نه تازه کنیم خاطره ها رو یا نه

بهار آومد لباس نو تنم کرد تازه تر از فصل شکفتنم کرد

بهار آومد با یه بغل جوونه عید و آورد از تو کوچه به خونه

حیاط ما یه غربیل باغچه ی ما یه گلدون

خونه ی ما همیشه منتظر یه مهمون

بهار بهار یه مهمون قدیمی یه آشنای ساده و صمیمی

یه آشنا که مثل قصه ها بود خواب و خیال همه بچه ها بود

آخ که چه زود قلک عیدیامون وقتی شکست باهاش شکست دلامون

بهار آومد برفا رو نقطه چین کرد خنده به دلمردگی زمین کرد

چقدر دلم فصل بهار و دوست داشت وا شدن پنچره ها رو دوست داشت

بهار آومد پنجره ها رو وا کرد منو با حسی دیگه آشنا کرد

یه حرف یه حرف حرفای من کتاب شد

حیف که همش سوال بی جواب شد

دروغ نگم هنوز دلم جوون بود که صبح تا شب دنبال آب و نون بود

نظرات ()



بهت نگفتم (ناصر عبدالهی)
نویسنده: علی - ۱۳۸٩/۱٢/٢٧

بهت نگفتم تا حالا اینکه چقدر دوست دارم

اما حالا بهت میگم بی تو دارم کم میارم

بهت نگفتم تا حالا که بدجوری عاشقتم

بهت نگفتم تا حالا اما حالا بهت میگم

داری کجاها میکشی باز این دل در به درو

قشنگ مهربون من اینجوری از پیشم نرو

بهت نگفتم تا حالا اینکه چقدر دوست دارم

اینکه چقدر آرزومه پیش چشات کم نیارم

دلم میخواد باور کنی از ته دل میخوام تو رو

وقتی میگم بمون بمون وقتی میگم نرو نرو

بری هزار سال هم بشه چشم انتظارت میمونم

بازم برای دل تو ترانه هامو میخونم

خودت میدونی که تو رو از دلو از جون میخوامت

لیلی عشق من شدی من مثل مجنون میخوامت

نظرات ()



تو ای عشق (ناصر عبدالهی)
نویسنده: علی - ۱۳۸٩/۱٢/۱۳

جواب سوالم تو باشی اگر ز دنیا ندارم سوالی دگر

که من پاسخی چون تو میخواستم مباد آرزویم از این بیشتر

نشستم به بامی که بامیش نیست شگفتا دلم میزند باز پر

نفسگیر گردیده آرامشم خوشا بار دیگر هوای خطر

برآنست شب تا به خوابم کشد بزن باز بر زخم من نیشتر

دلم جراتش قطره ای بیش نیست تو ای عشق او را به دریا ببر


نظرات ()



طعنه ی ناشنیده (ناصر عبدالهی)
نویسنده: علی - ۱۳۸٩/۱٢/٦

این شفق است یا فلق مغرب و مشرقم بگو

من به کجا رسیده ام جان دقایقم بگو

آینه در جواب من باز سکوت میکند

باز مرا چه میشود ای تو حقایقم بگو

جان همه شوق گشته ام طعنه ی ناشنیده را

در همه حال خوب من با تو موافقم بگو

پاک کن از حافظه ات شور غزل های مرا

شاعر مرده ام بخوان گور علایقم بگو

با من کور و کر ولی واژه به تصویر مکش

منظره های ابر را با من سابقم بگو

من که هر آنچه داشتم اول ره گذاشتم

حال برای چون تویی اگر که لایقم بگو

یا به زوال میروم یا به کمال میرسم

یکسره کن کار مرا بگو که عاشقم بگو

نظرات ()



منو ببخش (ناصر عبدالهی)
نویسنده: علی - ۱۳۸٩/۱۱/۱٥

منو ببخش که ندیده میگرفتم التماس اون نگاهه نگرونو

منو ببخش که گرفتم جای دست عاشق تو دست عشق دیگرونو

لایق عشق بزرگ تو نبودم خورشید بانو

غافل از معجزه ی تو شد وجودم اسیر جادو

منو ببخش که درخشیدی و من چشمامو بستم

منو بخشیدی و من چشمامو بستم منو ببخش

تو به پای من نشستی و جدا از تو نشستم

که نیاوردی به روم هر جا دلت رو میشکستم

نظرات ()



پشت این پنجره ها (ناصر عبدالهی)
نویسنده: علی - ۱۳۸٩/۱٠/٢٦

پشت این پنجره ها وقتی بارون میباره

وقتی آهسته غروب تو خونه پا میزاره

وقتی هر لحظه نسیم توی باغچه ها میاد

توی خاک گلدونا بذر حسرت میکاره

وقتی شبنم میشینه رو غبار جاده ها

وقتی هر خاطره ای تو رو یادم میاره

وقتی توی آینه خودمو گم میکنم

میدونم که لحظه هام رنگ آبی نداره

تازه احساس میکنم که چشام بارونیه

پشت این پنجره ها داره بارون میباره

نظرات ()



یه رویا(ناصر عبدالهی)
نویسنده: علی - ۱۳۸٩/۱٠/٢۳

یه روز از همین روزا روی شب پا میزارم

توی قاب لحظه ها عکس فردا میزارم

تا که خوب خوب بشه زخمای دلواپسی

عشق و مرهم میکنم روی دلها میزارم

تو وجود آدما حس آشنایی هست

مثل حس من و تو اسمشو ما میزارم

عزم آدما بلند روح آدما وسیع

توی شعرم واسشون کوه و دریا میزارم

توی بهت جاده ها هر جا که دیدنی نیست

چشامو میبندمو جاش یه رویا میزارم

من مسافر و غریب اما لبریز یقین

میدونم تو راه عشق همه رو جا میزارم

نظرات ()



ضیافت (ناصر عبدالهی)
نویسنده: علی - ۱۳۸٩/۱٠/۱۸

من خودمم نه خاطره منظره ام نه پنجره

من یه هوای تازه ام در انعکاس هنجره

میخوام سکوت کوچه رو ترانه بارون بکنم

دلا رو به ضیافت ترانه مهمون بکنم

میخوام بگم که این صدا هر چی که هست مال منه

شیشه ی رخوت شبو سنگ ستاره میشکنه

خونه ی من همین وراست پیش شما پیاده ها

هر جا که چشم عاشقی مونده به خط جاده ها

همنفس این وطنم همدل دلبستگیاش

همدم دلواپسی و همقدم خستگیاش

بغض ترانه سنگیه من ولی جنس شیشه ام

دل رو به غربت نزدم تیشه نخواه به ریشه ام


نظرات ()



سر بلند (ناصر عبد الهی)
نویسنده: علی - ۱۳۸٩/۱٠/۱٧

سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم ولی دل به پاییز نسپرده ایم

چو گلدان خالی لب پنجره پر از خاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود ما دیده ایم اگر خون دل بود ما خورده ایم

اگر دل دلیل است آورده ایم اگر داغ شرط است ما برده ایم

اگر دشنه ی دشمنان گردنیم اگر خنجر دوستان خورده ایم

گواهی بخواهی اینک گواه همین زخمهایی که نشمرده ایم

دلی سربلند و سری سر به زیر از این دست عمری به سر برده ایم

نظرات ()



خدا نگهدار (ناصر عبدالهی)
نویسنده: علی - ۱۳۸٩/۱٠/۱٦

گریه کردم گریه کردم اما دردمو نگفتم

تکیه دادم به غرورم تا دیگه از پا نیفتم

چه ترانه بی اثر بود مثل مشت زدن به دیوار

اولین فصل شکستن آخرین خدا نگهدار

من به قله میرسیدم اگه هم ترانه بودی

صد تا سد و میشکستم اگه تو بهانه بودی

اگه هم ترانه بودی اگه تو بهانه بودی

با تو فانوس ترانه یه چراغ شعله ور بود

لحظه ها چه عاشقانه قاصدک چه خوش خبر بود

کوچه ها بدون بن بست آسمون پر از ستاره

شبا گلخونه ی خورشید واژه ها شعر دوباره

دست تکون دادن آخر توی اون کوچه ی خلوت

بغض بی وقفه ی آواز گریه های بی نهایت

نظرات ()



مثل روزای بارونی (ناصر عبدالهی)
نویسنده: علی - ۱۳۸٩/۱٠/۱٤

یه روز دلم گرفته بود مثل روزای بارونی

از اون هواها که خودت حال و هواشو میدونی

اگه بشه با واژه ها حالمو تعریف بکنم

تو هم منو شعر منو با غم حست میخونی

یه حالی که داشتم که نگو یه حالی داشتم که نپرس

یه تیکه از روحمو من جایی گذاشتم که نپرس

یه جایی که میگردم و دوباره پیداش میکنم

حتی اگه کویر باشه بهشت دنیاش میکنم

اسم قشنگ شهرمو تو میدونی چی میزارم

دونه دونه کوچه هاشو به اسمای کی میزارم

آخه تو هم مثل منی مثل دلای ایرونی

وقتی هوا ابری میشه حال و هوامو میدونی

یادش گرامی باد یاد ناصر عبدالهی که رفت و زود رفت اسیر و طعمه ی افکار سنتی و پوسیده شد.

نظرات ()