نون و پنیر و هق هق سفره ی سرد عاشق
نون و پنیر و فندق رخت عزا تو صندوق
نون و پنیر و حلوا سوخته حریر دریا
نون و پنیر و گردو قصه ی شهر جادو
نون و پنیر و بادوم یه قصه ی ناتموم
نون و پنیر و سبزی تو بیش از این می ارزی
پای همه گلدسته ها دوباره اعدام صدا
دوباره مرگ گل سرخ دوباره ها دوباره ها
حریق سبز جنگلا به دست کبریت جنون
از کاشی های آبیمون سرزده فواره ی خون
قصه ی جادوگر بد که از کتابا میومد
نشسته بر منبر خون عاشقا رو گردن میزد
کنار شهر آینه جنگل سبز شیشه بود
برای گیس گلابتون اون روز مثل همیشه بود
پونه میریخت تو دامنش تا مادرش چادر کنه
می رفت که از بوی علف تمام شهر و پر کنه
غافل از اینکه راهشو جادوگره دزدیده بود
رو صورت خورشید خانوم خط سیاه کشیده بود
آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه
برای گیس گلابتون از مرگ جادوگر بگه
از مرگ جادوگر بد که از کتابا میومد