درباره نویسنده
علی
در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست خوشا به حال کلاغای قیل و قال پرست چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را برای این همه نا باور خیال پرست
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • صفر درجه
  • قصه های من (شاهرخ)
  • تو (فرامرز اصلانی)
  • رنسانس
  • برای با تو بودن (ستار)
  • گرگ و بره (شهرام شب پره)
  • آغوش (معین)
  • نون و پنیر و سبزی (ابی)(داریوش)
  • دلبر (ابی)
  • شب (ابی)
  • سیاه بخت ( ایرج مهدیان)
  • غرور (افشین مقدم)
  • گل به سر عروس (منوچهر سخایی)
  • باغ الفبا (شهرام شب پره)
  • گل (شهرام شب پره)
  • میلاد (شهرام شب پره)
  • لبه ی تیغ (احسان خواجه امیری)
  • تموم قلب من (احسان خواجه امیری)
  • خوشبختی (احسان خواجه امیری)
  • لحظه (احسان خواجه امیری)
  • دریا (احسان خواجه امیری)
  • کجایی (احسان خواجه امیری)
  • این حقم نیست (احسان خواجه امیری)
  • آرزو (احسان خواجه امیری)
  • خاطره (ستار)
  • جان بابا (احسان خواجه امیری) (ایرج)
  • شهزاده (احسان خواجه امیری)
  • نقطه ی پایان (گوگوش)
  • بهشت (گوگوش)
  • نگو بدرود (گوگوش)
کلمات کلیدی مطالب
  • گوگوش (۱۱۳)
  • ابی (۱٠٩)
  • ستار (۱٠٤)
  • داریوش (۱٠٢)
  • هایده (٩٦)
  • معین (٩٦)
  • رضا صادقی (۸۸)
  • شهرام صولتی (٧٧)
  • مارتیک (٧٦)
  • سیاوش قمیشی (٧٦)
  • محسن چاووشی (٦٩)
  • ویگن (٦٢)
  • عارف (٦٠)
  • مهستی (٥٩)
  • شاهرخ (٥٩)
  • شادمهر عقیلی (٥٩)
  • ایرج مهدیان (٤٦)
  • امید (٤٤)
  • منصور (٤٤)
  • پویا (٤٠)
  • محمد اصفهانی (۳۸)
  • احسان خواجه امیری (۳۸)
  • بیژن مرتضوی (۳۸)
  • منوچهر سخایی (۳٢)
  • ترانه های گلچین (۳۱)
  • فرزین (٢٩)
  • محسن یگانه (٢٩)
  • مجتبی کبیری (٢٥)
  • شهره (٢٢)
  • هلن (٢٢)
  • مازیار فلاحی (۱٩)
  • مهدی مقدم (۱۸)
  • بهنام صفوی (۱۸)
  • ناصر عبدالهی (۱٧)
  • حمید عسگری (۱٦)
  • فریدون فروغی (۱٦)
  • سیاوش شمس (۱٦)
  • حمیرا (۱٦)
  • احمدرضا نبی زاده (۱٦)
  • فرامرز اصلانی (۱٤)
  • علی عبدالمالکی (۱٤)
  • علی لهراسبی (۱۳)
  • عماد رام (۱۳)
  • نریمان (۱۳)
  • علی رضا روزگار (۱۱)
  • مرجان (۱۱)
  • فرهاد مهراد (۱۱)
  • رامش (۱٠)
  • مهرنوش (٩)
  • بهنام علمشاهی (٩)
  • رضا شیری (٩)
  • شهرام شکوهی (۸)
  • سندی (۸)
  • جواد یساری (۸)
  • عباس قادری (٧)
  • حبیب (٧)
  • افشین مقدم (٦)
  • رستاک (٦)
  • مرتضی پاشایی (٦)
  • گروه سون (٦)
  • امین فیاض (٥)
  • کوروش یغمایی (٥)
  • محمد رضا هدایتی (٥)
  • شهرام شب پره (٤)
  • مجید یحیایی (٤)
  • علی رضا تالیسچی (٤)
  • علی زارعی (۳)
  • داود مقامی (۳)
  • مسعود امامی (۳)
  • سامی بیگی (٢)
  • سوسن (٢)
  • علی اصحابی (۱)
  • دست نوشته ها (۱)
  • دست نوشته ها (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩٢
  • فروردین ٩٢
  • اسفند ٩۱
  • بهمن ٩۱
  • دی ٩۱
  • آذر ٩۱
  • مهر ٩۱
  • شهریور ٩۱
  • امرداد ٩۱
  • تیر ٩۱
  • خرداد ٩۱
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
دوستان من
     
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



رندانه چون ........
منو بشناس (گوگوش)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۳۱

منو بشناس منو بشناس نزار ناشناس بمونم

نزار یه عمر به تن تو مثل یه لباس بمونم

منو بشناس منو بشناس پیش هم دوام بیاریم

برای مردم بی عشق قد عشق پیام بیاریم

منو بشناس تا بتونیم واسه درد دوا بسازیم

واسه ی ابرای ساکت تا خزر صدا بسازیم

مرد خوبم منو بشناس این قشنگترین علم هاس

من یه دریا احتیاجم بیا یک قطره مو بشناس

من کیم قله ی البرز یا که کوهی از مقوا

من چیم یه شعر محکم یا ظریف ترین حرف ها

من چیم یه سوزن ریز گم شده تو کاه ابهام

نه من آسونتر از اینهام منو پیدا کن تو حرفام

من نه عارفم نه صوفی نه درشت کلام و فاضل

من زنم یه زن عادی گاهی مجنون گاهی عاقل

اگه زخمام بی مداواس اگه روح من معماس

تو صدام یه عقده حرفه لا اقل صدامو بشناس

نظرات ()



من آمده ام (گوگوش)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۳۱

من آمده ام وای وای من آمده ام عشق فریاد کند

من آمده ام که ناز بنیاد کند من آمده ام وای

ای دلبر من الهی صد ساله شوی

در پهلوی ما نشسته همسایه شوی

همسایه شوی که دست به ما سایه کنی

شاید که نصیب من بیچاره شوی

عشق آمد و خیمه زد به صحرای دلم

زنجیر وفا فکنده در پای دلم

عشق اگر به فریاد دل ما نرسد

ای وای دلم وای دلم وای دلم

بیا که برویم از این ولایت من و تو

تو دست منو بگیر و من دامن تو

جایی برسیم که هر دو بیمار شویم

تو از غم بی کسی و من از غم تو

نظرات ()



میدونم یه روز میای (گوگوش)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۳۱

بی تو باز پرنده ها زیر بارون میشینن

کبوترا خسته میشن میان تو ایوون میشینن

آینه ها چشم منو یه حوض پر آب میبینن

گلای قالی همه بهارو تو خواب می بینن

میدونم یه روز میای همین روزا دیر نمیشه

دل عاشق تا هزار سال دیگه پیر نمیشه

دیگه آفتاب میگیره شب بوی مهتاب نمیده

سال بیاد بره کسی به گلدونا آب نمیده

آسمون ستاره هاشو دیگه از یاد میبره

پیرهن سبز بهارو با خودش باد میبره

زندگی بی تو مثل ابره که زود بارون میشه

اگه آدم کوه باشه از غصه ها داغون میشه

دیگه اون وقت واسه کی قصه بگه لبهای من

دوست دارن ابرا همه گریه کنن برای من

نظرات ()



نیمه ی گمشده ی من (گوگوش)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۳۱

نیمه ی گمشده ی من چه کسی میتونه باشه

مثل روح تشنه ی من همیشه دیوونه باشه

کسی که هر کلامش طلوعی تازه باشه

غم و تنهایی ما به یک اندازه باشه

اون کسی که خواستن او با همه فرق داشته باشه

هر چی که از او بخونم شعر تکراری نباشه

کسی که برای خوندن نشسته تو سینه ی من

نفسهاش هوای عشقه سکوتش صدای عشقه

اون که از نهایت عشق منو با اسمم بخونه

منو جزیی از وجودش یا خود خودش بدونه

اون که گمشده از آغاز تا که من تنها بمونم

جاده ی جست و جوهامو تا قیامت بکشونم

کسی که همیشه عاشق مثل من دیوونه باشه

تو دنیا اگه نباشه تو آینه میتونه باشه

کسی که هر کلامش طلوعی تازه باشه

غم و تنهایی ما به یک اندازه باشه

نظرات ()



کویر سینه (هایده)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۳۱

روزی که ما با هم آشنا شدیم چه خوب بود

مثل این روزا نبود یه روز بی غروب بود

اما تا دلامون از همدیگه بی خبر شد

سینه مون مثل کویر تشنه و تشنه تر شد

دیگه اون روزا گذشت زندگی همینه

غنچه دیگه وا نمیشه تو کویر سینه

دیگه نگو دوسم داری باورم نمیشه

تو نموندی که با من بمونی همیشه

از گذشته حرف نزن که دلم تنگه هنوز

بعد تو عشق دیگه نیست

یا اگه هست واسه من پر نیرنگه هنوز

گل سرخ عشق ما گل خوش رنگه هنوز

اگه پرپر نکنیش گلی که تو قلب ماست

بهرتین رنگه هنوز

نظرات ()



عروسک (هایده )
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۳۱

عروسک جون فدات شم تو هم قلبت شکسته

که صد تا شبنم اشک توی شچمات نشسته

منم مثل تو بودم یه روز تنهام گذاشتن

یه دریا اشک حسرت توی چشمام گذاشتن

چه تهمتها شنیدیم چه تلخیها که دیدیم

عروسک جون تو میدونی چه حسرتها کشیدیم

عروسک جون زمونه منو این گوشه انداخت

به جای حجله ی بخت واسم زندون غم ساخت

بمیره اون که میخوادش ما رو حیرون ببینه

سرای سینه هامونو ز غم ویرون ببینه

عروسک جون نگام کن چشام برقی نداره

زمستون تو قلبم که هیچ گرمی نداره

باید اینجا بخشکیم تو گلدون شکسته

نه اینکه باغبون نیست در گلخونه بسته

دلم میخواد یه روزی بعد سالها

پرستوی سعادت رو ببینم

نمیخوام بیش از این تو صورت خود

نشون یاس و وحشت رو ببینم

دلم میخواد یه روزی فارغ از غم

تبسم روی لبهامون بشینه

شاید اون روز دوباره جون بگیره

نهال آرزوهامون تو سینه

نظرات ()



نمیاد (گوگوش)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٩

آسمون ابریه اما دیگه بارون نمیاد

صدای گریه ی بارون توی ناودون نمیاد

اون که من دوسش دارم از خونه بیرون نمیاد

واسه ی این دل تنها دیگه مهمون نمیاد

نمیاد نمیاد نمیاد تا بدونه جای خالیش تو خونه واسه من یه زندونه

دیگه اون دوست نداره واسه من گل بیاره روی موهام بزاره

یادمه روزی که آشنا شدیم

روزی که مثل دو غنچه وا شدیم

وقتی اون با بوسه لبهامو میبست

نم بارون رو لبامون مینشست

نظرات ()



باورم کن (ابی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٩

باورم کن باورم کن باورم کن آنچه هستم

بس که ناباوری دیدم تو خودم هر بار شکستم

باورم کن خیلی خستم از غم ناباوری ها

تو کمک کن تا نباشم آیه ی در به دری ها

رگبار تلخ دورنگی دشنه زد به تار و پودم

از غم نامردمی ها مرده ذرات وجودم

دیگه باورم نمیشه که هنوزم زنده هستم

گرچه میدونم که پاکی شده باعث شکستم

باورم کن که تو سینه غم دارم به حجم فریاد

آخه این غمه کمی نیست که صداقت رفته بر باد

زیر این گنبد وحشی توی این دل نگرونی

تو بیا همسفرم باش اگه تو بخوای میتونی

نظرات ()



مادر بزرگ (عارف )
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٩

گیس سفید ابرو سفید مادر بزرگ سیاه بخت رو سفید مادر بزرگ

بی صدای نا امیده گوشه گیر قصه گوی دیگه لب بسته ی پیر

قصه های تو هنوزم یادمه قصه ی ساده ی نارج و ترنج

قصه ی خارکن و دیو و پیرزن قصه ی سیمرغ و اژدها و گنج

تو تموم قصهات حرف من آومده بود

روی لوح هر طلسم اسم من حک شده بود

وقتی از دختر چین حرف میزدی خودمو تو رویا سنقر میدیدم

خودمو با دختر خاقان چین سوار یه اسب بالدار میدیدم

شیشه ی عمر دیو و تو رویاهام به خود شاه پریون میدادم

آدمای شهر سنگستون اگه جون میخواستن بهشون جون میدادم

رو سفید مادر بزرگ مو سفید مادر بزرگ

قصه هات دود شدن دیوا نابود شدن

نه دیگه چشمه ی آب دیگه نه شهر بهار

یا دیگه تیغ طلا دیگه نه اسب و سوار

این منم مادر بزرگ مرد قلبی طلسم

شاعری بدون قلب عاشقی بدون اسم

چیزی که مادر بزرگ حالا باید بشکنه

نه دیگه طلسم دیو شیشه ی عمر منه

نظرات ()



خودت میدونی (امید)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٩

میدونی هلاکتم عاشق سینه چاکتم

میدونی که عمریه در تب التماستم

خودت میدونی عزیزی همینه که میگریزی

بزار همه بدونن عاشقم اسیر و فدای عشقم

من با تو مستم تو رو میپرستم

عزیزم با منی همیشه واسه من هیشکی تو نمیشه

میدونی دوست دارم قد یه دنیا

قد اون ستاره های آسمونها

پا به پای تو میام هر جا که باشی

ببرم با خود به شهر آرزوها

بمون بمونم تو ای آروم جونم

اسم قشنگت شده ورد زبونم

نظرات ()



حافظ (ستار)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٩

حافظ بیا دوباره غزل کهنه رو بر انداز

شعرم حدیث تکرار تو بیا طرح دیگر انداز

بیا تا دوباره از چشمه ی غزل جرعه ای بنوشیم

همه کهنه برکنیم از نو جامه ی تازه ای بپوشیم

به خون خواهی دل از جوهر و قلم خنجری بسازیم

به صد لشکر غزل فاتحانه تا قلب غم بتازیم

هنوزم گرم نفسهام هنوزم سرشارم از عشق

اما وقت خوندنم نیست اما جای موندنم نیست

مردم از این همه گفتن شعر سرد عاشقونه

من غلام اسمیم که تا همیشه بی نشونه

حافظ مددی کن که دمی مانده از تو آهی

خاکم به زیر پا تا برسم با تو تا سراهی

من یه رودم یه رود به سد نشسته

تن پاک و خسته ام توی دست این صخره ها شکسته

من یه شعرم یه شعر بلند پرواز

رها میشدم اگه گم نمیشدم توی شهر آواز

نظرات ()



شهر ظلمت (شاهرخ)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٩

من از شبها میام از شهر ظلمت نشسته رو تنم آوار غربت

هنوز اما به شب عادت نکردم دارم دنبال روشنی میگردم

منم من قاصد دستای بسته منم یاد آور پاهای خسته

مصیبت نامه ی قلبای زخمی صدای گریه ی دلشکسته

ببین اینجا ببین اینجا اسیرم بمون پیشم نزار تنها بمیرم

من از آوار تنهایی میترسم بزار دستاتو تو دستام بگیرم

منم من ناله ی مرغ شب آویز منم من بوی غربت بوی پاییز

منم من قصه ی تلخ شکستن منم من از هوای گریه لبریز

دلم تنگه برای دل تپیدن نشستن مرگ تنهایی رو دیدن

دلم تنگه برای عطر و بوسه برای عشق بی تابی کشیدن

بیا آتیش بزن خاکسترم کن یه قصه ام قصه ی غم باورم کن

گل عشقم بیا با دست گرمت نوازش کن یه شب یا پرپرم کن

قفس تنگه برای موندن ما بیا باور کنیم پروازمونو

بیا مثل کبوترهای عاشق رو ابرا سر بدیم آوازمونو

ندیدی سایه ها از راه رسیدن گلای باغ خوشبختی رو چیدن

نمیدونی تو با دستای خالی چه سخته بغض این ابرا رو دیدن

نظرات ()



خود فریب(محسن چاووشی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٩

ترانه های من یه جور گلایه  از غریبیه

به دل میگم یه روز میاد اینم یه خود فریبیه

عاشقا تقسیم میکنن عشقو برای همدیگه

نصیب من از عشق تو همیشه بی نصیبیه

دستای من عمری نمک خورده ی دستای توه

هر جوری نفرینت کنم آخر نانجیبیه

نظرات ()



آخرین شب (رضا صادقی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٩

امشب دیگه آخرین شبه برای موندن

امشب دیگه آخرین شبه برای خوندن

اما وعده ی دیدار ما کنج دلاتون

قربون نگاه مهربون و با صفاتون

از یاد نبرید که رنگ مشکی رنگ عشقه

لبخند پر از صداقت و نیاز عشقه

این دفعه میگم هر کی نموندش به سلامت

قربون وجودتون نگاهاتونو عشقه

دل میشه تنگ شما قربون روی ماهتون

صد سبد یاس و اقاقی پیشکش نگاهتون

آسمون ستاره بارون میشه با شب شما

تا ابد خنده ی مهربونی رو لب شما

میدونم لحظه ی بی شما میشه هلاهلم

بدرقه ی راه شما باشه دل ناقابلم

هر جا باشید الهی بهار بشه خزونتون

غم نبینه الهی اون دل مهربونتون

نظرات ()



طلوع کن (ابی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢۸

اشاره کن که بشکفم حتی در این یخ بستگی

در این ترانه سوزی و در این غزل شکستگی

طلوع کن طلوع کن بر این ستاره مردگی

که از تو تازه میشود این خلوت سرخوردگی

طلوع کن طلوع کن که بودنم تازه کنی

دست مرا بگیری و با بوسه اندازه کنی

آینه پر میشود از جوانی خاطره ها

تن تو و شرم من و خاموشی پنجره ها

اشاره کن که من به تو به یک اشاره میرسم

رنگین کمان من تویی که به ستاره میرسم

من به تو شک نمیکنم طلوع کن طلوع کن

از تو به پایان میرسم شروع کن شروع کن

نظرات ()



مردم همیشه مردم (عارف)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢۸

ای حنجره بریده با خنجر مدارا

سرود تازه سر کن از خشم مردم ما

از اقتدار شب ساز بر خاک ما چه وحشت

ما از تبار خشمیم با یک قبیله نفرت

بگزار تا بریزند خون من و تو بر خاک

که رو به مرگ دارند این کودکان ضحاک

فریاد کن به دژخیم این شعر سرخ ایمان

مردم همیشه مردم ایران همیشه ایران

مردم گدازان بد این اندک ستمگر

با خیل نیزه دارن سردارهای بی سر

مردم پرستاران به تیر اگر چه بستند

اگر چه سینه ها را در دخمه ها شکستند

در صبحهای سربی با جوخه های اعدام

اگر چه هدیه کردند صد شهر گور بینام

نوشته بر لوح خاک با خون شب شهیدان

مردم همیشه مردم ایران همیشه ایران

نظرات ()



فاتح (ستار)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢۸

در دل کوه غرور بر سر قله ی کوه

قلعه ای از فولاد قد کشیده سوی نور

کسی از این همه مرد دستی از این همه دست

فاتح قلعه نشد نه به تدبیر و نه زور

روح من آن کوه است دلم آن قلعه ی سرد

که ندارد به درون ترس شکست

هردم از جوشش خشم یا غم و کینه و مهر

میرود برج دلم دست به دست

آه ای عشق و امید باطل فتح کن قلعه ی فولاد دلم

دلم از کینه و نفرت پوسید برس ای عشق به فریاد دلم

نظرات ()



دوست دارم (امید)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢۸

تو قبله گاه منی آخه پناه منی

حالا عاشقم آره عاشقم تو رفیق راه منی

نکنم دگر به کسی نظر که تو تکیه گاه منی

دوست دارم های تو امید موندن میده

به این صدای خسته جرات خوندن میده

وای که چقدر دوست دارم به قد دنیا میخوامت

اندازه ی ستاره های آسمون میخوامت

ناز نگاه تو با دل ماه من

مست و خرابم کن تو ای همه تب و تاب من

ای گل باغ دل چشم و چراغ دل

من به تو دلبستم فقط تو رو میپرستم

نظرات ()



نگو نه (رضا صادقی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢۸

واسه موندن دیگه دیره نگو نه دلم از عاشقی سیره نگو نه

باغچه ی سبز دل عاشق من دیگه همرنگ کویره نگو نه

اون زمون عاشق تو جوونی کرد اما حالا دیگه پیره نگو نه

همیشه دروغ میگی وقتی میشم توی چشمای تو خیره نگو نه

میدونی حسی که محتاج تو بود داره کم کمک میمیره نگو نه

یه روزی گفتی میخوام برم حالا پای من یه جایی گیره نگو نه

وقتی منتظر بودم کجا بودی حالا آومدی که دیره نگو نه

میدونم جواب تو به این غزل یه سکوت ناگزیره نگو نه

نظرات ()



ماهی (رضا صادقی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢۸

ماهی دلخسته منم بی کسم و بی همنفس

خونه ی من تنگه ولی فرقی نداره با قفس

تو خونه ی خالی من مرده هوای زندگی

دیگه نفسهای منم گرفته بوی کهنگی

دستای خشم ماهیگیر رود و واسم کرده یه تنگ

کی حرفامو گوش میکنه حرف منه خسته ی گنگ

نشسته احساس سکون رو تن بی حرارتم

یه روز رها بودم ولی مرده دیگه جسارتم

تمومه لحظه های من ساکت و تکراری شده

تو رگای خشک تنم غصه و غم جاری شده

همه بریدن از منو فقط تویی که با منی

بیا بیا بی هدفم میون قفل آهنی

نظرات ()



عاشقترین (هایده)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٧

آهای دنیا نگاه کن ببین عاشقترینم

تو عاشقای دنیا کلام آخرینم

نگاش قلبمو لرزوند منو صید خودش کرد

با حرفای قشنگش منو خام خودش کرد

میخوام دنیا نباشه اگه از من جدا شه

یه دل تو سینه دارم میخوام اونم فداشه

بیا آهنگ من باش صدای ساز من باش

ببین عاشقترینم تو هم عاشق من باش

بیا با من یکی شو صدای قلب من شو

واسه نفس کشیدن هوای تازه ام شو

نظرات ()



خونه خراب (شاهرخ)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٧

هزار هزار تا عاشق که جون فدات کردن

از من تو رو گرفتن سر به هوات کردن

خونت خراب ای دل تورم خراب کردن

هزار هزار تا زنجیر به دست و پات کردن

با اون همه محبت چه زود رهات کردن

خونت خراب ای دل تورم خراب کردن

هر بلایی که سرم آوردی تو آوردی

تا عاشق شدی هزار و صد مشکل آوردی

تو کوچه های بن بست به راه عشق نشستی

ساده بودی دل من چقدر آسون شکستی

دیدی که نقشه هاتو نقش بر آب کردن

چشمای هر دو مونو جام شراب کردن

نظرات ()



حرف نگفته (امید)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٧

امشب میخوام مست بشم عاشق یکدست بشم

بدون تو نیست بودم امشب میخوام هست بشم

یه جون ناقابلی هست بزار فدای تو بشه

بیفته زیر قدمات که خاک پای تو بشه

کهنه شراب کهنه شراب امشب بال و پرم بده

حرف نگفته خیلیه جرات بیشترم بده

امشب میخوام حرف بزنم خنده کنم گریه کنم

لطفی کن ای ساقی و می چندین برابرم بده

امشب پر و بال دارم شور دارم حال دارم

امشب تو این سینه دلی خوشا بر احوال دارم

نظرات ()



گل سر (محسن چاووشی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٧

سر خاک مادر من هیچ کسی گریه نکردش

بابا هم هیچی نمیگفت با همون نگاه سردش

مادرم باید بدونی بابا این بهونه کرده

جای تو تو خونه ی ما یکی رو نشونه کرده

جای تو شبا میادش واسه من قصه میخونه

میدونه دوسش ندارم ولی باز پیشم میمونه

ولی من هنوز نذاشتم روی تخت تو بخوابه

چرا اون تو خونه ی ماست یه سوال بی جوابه

گلای یاس تو باغچه غروبا بونه میگیرن

همشون یه عهدی بستن سر خاک تو بمیرن

قاب عکس سرد و خالی آخرین خنده ی مادر

گل سر به یادگاری ولی با گلای پرپر

نظرات ()



زیر باران (ویگن)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٦

ریزش باران بر سر لانه چون دلم کرده ویران خانه و آشیانه

دیگر این لانه گشته ویرانه زان یادگار عشقم مانده بر جا فسانه

باد و بارن هم برکند از جان آشیان من به چه بی پروا

مرغک زیبا برنگرد اینجا میبرد طوفان آشیان ما

میزدم بر سر سیلی از باران آشیان خرابم مانده در دست طوفان

جان من خسته راه من بسته بال و پرم شکسته دل ز غمها پریشان

ای هم آشیان حال من بدان سوی من نیا در سفر بمان

کرده طوفانها قصد جان من مانده دست من آشیان من

نظرات ()



تعبیر خواب (بهنام صفوی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٦

بی قرارم واسه چشمات موندگاری که به یک دنیا می ارزه

میخوام از تو بنویسم اما اسمت که میاد دستم میلرزه

چیکه چیکه آب شدم من وقتی گفتی نمیخوام با تو بمونم

حالا تنهام یه پریشون خیلی وقته که دیگه بی همزبونم

من هنوز از تو میخونم عاشقونه

جای دستای تو خالی توی خونه

خواب چشماتو میبینم فردا آفتابیه دنیام

تو میشی تعبیر خوابم میرسم به آرزوهام

میدونم میای دوباره آسمون آفتابی میشه

باز بهار میاد سراغه گلدونای پشت شیشه

چشم به راهه تو میمونم اگه میشنوی صدامو

تکیه کن بازم به شونم گوش بده ترانه هامو

یه دریچه مهربونی هدیه کن به خلوت من

نشو با دلم غریبه سر بزن به غربت من

نظرات ()



عاشق میشم (سیاوش شمس)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٦

یه روز یکی پیدا میشه با دلم آشنا میشه

عشقو به من هدیه میده طلسم من هم وا میشه

یه روز منم عاشق میشم یه روز منم عاشق میشم

یه روز یکی پیدا میشه که همزبون دلمه

اون یکی در انتظار شب عمرمه جون دلمه

گمشده ی من عاقبت پیدا میشه

دنیا برام کنار اون زیبا میشه

ندیدمش هنوز ولی میشناسمش

یه روز میاد چشام تو چشمش وا میشه

اون از تبار عشقه اون شهسوار عشقه

عشقو نشونم میده اون آینه داره عشقه

یکی میاد برام گل عشق میاره تو گلدون تنهای قلبم میکاره

میاره اون بارون پاکه سبز عشق به فصل خشکه روزگارم میباره

نظرات ()



ای عشق (مارتیک)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٦

افتاده اگر به خاک دیدی از شاخه جدا شقایقی را

یا در دل موج سهمناکی طوفان بشکسته قایقی را

ای عشق مرا نکرده باور آن لحظه مرا به خاطر آور

در صبح بهار جای شبنم بر گونه ی گل تگرگ دیدی

یا صید به خون کشیده ای را افتاده به دام مرگ دیدی

ای عشق مرا نکرده باور آن لحظه مرا به خاطر آور

چون من به نگاه دلفریبی گر عاشق و بی قرار گشتی

در دشت جنون بی کرانه سرگشته تر از غبار گشتی

یا پیر شدی چو من دریغا از آینه شرمسار گشتی

گفتی که همیشه یاد من باش من یاد تو بوده ام همیشه

من هر غزل و ترانه ام را بهر تو سروده ام همیشه

هر صبح پس از نیایش ابر من از ته دل دعات کردم

در فصل بلور آسمونها فریاد زنان صدات کردم

نظرات ()



منتظر (بیژن مرتضوی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٦

شاخه های گل تو دستم به انتظار نشستم

خدا کنه که لبهام دست تو رو ببوسه

پیش از اینکه خیلی دیر بشه و شاخه های گل بپوسه

خدا کنه که دستام دست تو رو بگیره

پیش از اینکه خیلی دیر بشه و دل عاشقم بمیره

چشمای من منتظرن منتظر آومدنت

دلم میخواد خونه ی من پر بشه از عطر تنت

صدای تو صدای تو صدای خنده های تو

منو مجبور میکنن تا که بشم فدای تو

برای من قشنگترین قصه ی عاشقونه ای

برای قصه گفتنم تو بهترین بهونه ای

حرفای تو حرف منه آخر غصه و غمه

هر چی که پیشم بمونی سیر نمیشم بازم کمه

نظرات ()



باغ لحظه ها(رضا صادقی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٦

گفتم شاید ندیدنت از خاطره ات دورم کنه

دیدم ندیدنت فقط میتونه که کورم کنه

گفتم صداتو نشنوم شاید که از یادم بری

دیدم تو گوشام جز صدات نیستش صدای دیگری

ندیدن و نشنیدنت عشقت رو از دلم نبرد

فقط دونستم بی تو دل پرپر شد و گم شد و مرد

بعد از تو باغ لحظه هام حتی یه غنچه گل نداد

همش میگفتم با خودم نکنه بمیرم و نیاد

اینروزا محتاج توام من نمیگم دلم میگه

فردا اگه مردم نیا چه فایده نوشدارو دیگه

نظرات ()



اسیر (ایرج مهدیان)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٦

ای فلک ای چرخ گردون من شدم سر در گریبون

دیگه از من رو نگردون دیگه از من رو نگردون

میروم یارم بجویم قصه ی وی را بگویم

غیر تو عشقی نجویم

این دل من از غصه مرده سینه ام را به غم سپرده

عشق تو کرده اسیرم دیگه از پیشت نمیرم

نظرات ()



حریص (محسن چاووشی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٦

نخند و با خنده هات باز منو دلخور نکن

نگو دلت با منه دیگه تظاهر نکن

ببین ازت بریدم خسته ام از دو رویی

از تو برام چی مونده به جز بی آبرویی

لبت یه چیزی میگه چشات یه چیز دیگه

من دیگه فهمیدم کدوم دروغ میگه

بهم بگو از عشق تصور تو چیه

وقتی که پیش منی چشات حریص کیه

خیانت از سرتاپای تو میریزه

تصورت از عشق چه نفرت انگیزه

نظرات ()



چشمات (شهرام صولتی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٥

چشات از گریه آب افتاده توشون دو پای مژه هات باز خیسه روشون

تمومه آبیای آسمونی تو زلفات جنگلا پیچیده بوشون

به جون جفت چش مستت که کار داد عاقبت دستت

خدا خواست قسمت ما باشی آورد پای دلم بستت

حیای مخمل سبز نگاشو دل نازکتر از گل باوفاشو

به من که از همه عاشقترینم سپرد و گفت نگهدار نازنینم

تویی که آبروی عشق هستی تو که خوش قلب تر از سر مشق هستی

سرت بالاتر از جای ستاره است دلت مثل دل من پاره پاره است

نظرات ()



موج دریا (نریمان)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٥

خنده هاتو میشنیدم از صدای موج دریا

چشماتو دوباره دیدم میون گریه ی ابرا

دستامو باد با خودش برد بکشه به روی موهات

عطر تو برام بیاره همراه سوز نگاهات

دلمو به تو سپردم رویامو به قاصدکها

شعرامو از تو سرودم شنیدی تو از تو تنها


نظرات ()



خسته شدم (حمید عسگری)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٥

دلم صد پاره شده بی تو آواره شده هر روز به یه جرمی سوزوندی

دل من خسته شده مرغ پر بسته شده میگی همینیه که هستی

نمیشه از تو رد بشم بدجوری وابسته شدم واست مهم نبود که بودم

حق من این نبود که تو حالا بهم بگی برو منی که عاشق تو بودم

خسته شدم از این همه نیرنگ تو فقط برو هر چی که دارم مال تو

خسته شدم از اینهمه در به دری دیگه مهم نیست که ندارمت برو

نظرات ()



حنا خانوم (ابی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٤

حنا حنا خانوم حنا چه اسمیه اسم شما ناز آهنگ بهاره

صدای نرم زمزمه میون بارون و گله بوی عاشقونه داره

عروسی ستاره ها تو اوج چشمای شما یه افق منظره داره

برای پرواز دلم رو به حیاط عاشقا چشمتون پنجره داره

حنا خانوم دل من یه جای قصه انگار منتظر شما بود

پشت در باغ بهار اون همه آه و انتظار به خاطر شما بود

حنا حنا خانوم حنا هلهله ی قلب شما ضرب نوبرانه داره

برای رقصیدن دل تو سینه ی چلچله ها تا بخوای ترانه داره

برای بوسیدن یار تو سایه بارون چنار همه کودکانه داره

صدای آواز منه تو کوچه پرسه میزنه تا بخوای بهانه داره

نظرات ()



همسفر عشق (ستار)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٤

نگو شادی راه دوره حجله ی عشق بی عبوره

من مسافر شهر عشقم روز و شبهام پر نوره

دنیای من پر امیده رنگ صبح های سپیده

روی ابرا پشت خورشید جایی که هیچ کس ندیده

بیا با من همسفر شو واسه عشق تو بال و پر شو

با صداقت آشنا شو واسه من سایه سر شو

رو بال پرنده ی عشق یا عقاب تیز و سرکش

رو تن ابرای آروم رو دلم که مثل آتش

غصه ها رو جا بزاریم رو گذشته پا بزاریم

بریم به دنیای موعود اونجا هیچ غمی نداریم

زیر قطره های بارون رو تن سبز بهارون

خونه ی عشقی بسازیم مثل مروارید غلتون

واست از ترانه ی و گل با نسیم و عطر سنبل

صدها دروازه میسازم پر ز نغمه های بلبل

نظرات ()



هجرت (شادمهر عقیلی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٤

با تموم یکدلی تو بمون برای من

دو دلیهامو ببخش بگذر از خطای من

اگه تردید به عشق خیمه زد تو باورم

اگه فکر رفتن تو گذشته از سرم

تو دلیل بودنی تویی اون اوج نیاز

روی قله ی دلت واسه من خونه بساز

لحظه ی ندیدنت آخر راه منه

قول برگشتنمو هجرت تو میشکنه

تو عبور صخره ها از خودم که بگذرم

ولی دستای تو رو عاشقونه میبرم

تو ستاره ای برام بی تو شب تاریکیه

تو سکوت چشم تو دیگه خوندنم چیه

چی میشد عاقبتم بی تو این همه ریا

توی تردید دلم خط بکش خط سیاه

نظرات ()



ای عشقم (شاهرخ)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٤

تو روزگار عشقی آیینه دار عشقی ای عشقم

اهل ولایت دل اهل دیار عشقی ای عشقم

وقتی تو ظهر گرما من عطشم سراپا

میزنه شعله خورشید به خاک و سنگ و صحرا

وقتی تا ته دشت سایه و چشمه ای نیست

به تشنه مردن من فقط یه لحظه باقیست

تو میرسی به دادم که سایه سار عشقی ای عشقم

از همه جای بن بست راه فرار عشقی ای عشقم

وقتی به خود دچارم دلزده از حصارم

رسیده ام به بن بست راه فرار ندارم

وقتی که هیچ ندارم باخته در قمارم

راهی جاده ی گیج گمشده در غبارم

وقتی که سرنگونم خلاصه ی جنونم

خسته از این همه حرف خسته ی چند و چونم

تو میرسی به دادم که خود قرار عشقی

اهل تمام دنیا تو اعتبار عشقی

نظرات ()



گل رویایی (امید)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٤

منی که بار غم رو تا پای جون کشیدم

تو رو پیدا کردم به آرزوم رسیدم

وقتی که در نگاهت طلوع عشقو دیدم

دیدم شراب نابی سبوسبو چشیدم

ای گل رویایی ای مظهر زیبایی

تو عروس شهر افسانه هایی

عاشقت میمونم قدر تو رو میدونم

نیاد اون روزی که بی تو بمونم

توی مروارید اشکات خودمو چه ساده دیدم

گل عشقو از نگاهت مثل یک ستاره چیدم

آومدی از پشت ابرا از تو قصه و کتابا

با همون نگاه اول واسه دردام چاره دیدم

عشق نه رنگ دریاست نه رنگ آسمونه

به رنگ چار فصل خدا میمونه

عشق بهار زیباست بهار بی خزونه

هدیه ای از خدای عاشقونه

نظرات ()



غریبه (محسن چاووشی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٤

ای مسافر غریبه چرا قلبمو شکستی

رفتی و تنهام گذاشتی دل به ناباوری بستی

ای که بی تو تک و تنهام توی این غربت سنگی

میدونم برنمیگردی شدی همرنگ دورنگی

همه ی زندگی من اون نگاه عاشقت بود

چرا فکر کردی به جز من یکی دیگه لایقت بود

رفتی و ازم گرفتی اون نگاه آشناتو

واسه من باقی گذاشتی التهاب لحظه هاتو

حالا من تنها نشستم با نوای بی نوایی

چه غریبم بی تو اینجا ای غریبه بی وفایی

نظرات ()



پلهای شکسته (عارف)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢۳

زیر این چرخ کبود قلب من در دست او

مثل یک بازیچه بود ای داد

بی هیاهو بی صدا ما گشتیم از هم جدا

او رفت و آه ای خدا فریاد

آه افسوس بین ما پلهای شادی شکسته

هر چه بود از هم گسسته

در پیش چشم ما سوی جدایی نشسته

راه آشنایی بسته

تو بگو ای دریغ از روزگار آشنایی

تو رفتی من گرفتم از تو درس بی وفایی

نظرات ()



دیگه نکن گریه (ستار)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢۳

دیگه نکن گریه ما مال هم هستیم

ما رشته ی عمرو محکم به هم بستیم

دیگه نکن گریه چون روشنی پیداست

ما مال هم باشیم آینده مال ماست

دیگه نکن گریه تو تاج لبخندم

تا بخت بیاد خونه در رو نمیبندم

در پشت تاریکی رنگ سحر پیداست

از آرزو امشب در قلب من غوغاست

تا این خدای خوب چرخ و میگردونه

این خونه ی عشقم بی تو نمیمونه

هر دو نه خوب خوب نه هر دو بد بودیم

رسم رفاقت رو ما نابلد بودیم

مست از جوونی ها عاشق ولی مغرور

در امتحان خود ما هر دو رد بودیم

نظرات ()



کیه کیه (گوگوش)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢۳

پشت دیوار دلم یه صدای پا میاد

یه صدای آشنا از تو کوچه ها میاد

یه صدای پا میاد یه صدای پا میاد

نفسم راهشو گم کرده تو سینه

چشم من یه سایه رو دیوار میبینه

صدای تیک تیک قلبم نمیزاره

صدای پاهاش توی گوشم بشینه

اونجا کیه کیه پشت دیوار کیه سایه شو من میبینم

شاید خواب میبینم برگشته پیش من امید آخرینم

اگه اون که گم شده یه روزی پیدا بشه

قفل زندون دلم با کلیدش وا بشه

همه خوبیا رو همراش میاره

دست خوبشو تو دستام میزاره

نظرات ()



مصلوب (داریوش)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢۳

به صلیب صدا مصلوبم ای دوست

تو گمان مبری مغلوبم ای دوست

شرف نفس من اگه شد قفس من

به سکوت تن ندادم تا نمیرم بی کفن

وقتی گفتن یه گناه بود مثل دیدن یا شنیدن

معنی آوازم این بود ته بن بست داد کشیدن

وقتی حتی توی خلوت فکر آزادی قفس بود

گفتنی ها رو میگفتیم اگه فرصت یه نفس بود

به گناه صدا با جرم گفتن اگه روی صلیب ویرون شدم من

شرف نفس من اگه شد قفس من

به سکوت تن ندادم تا نمیرم بی کفن

تو شبای سکوت فریاد من بود

ته جنگل خواب بیداری رود

از غروب هراس تا صبح موعود بود

تیغ خشم خلیل بر قلب نمرود

در عذاب تشنگی  گم حسرت من بوی گندم

بر دلم داغ شقایق از عزای تلخ مردم

از کسی که مثل بختک تو شبام انداخته سایه

یه سوال ساده کردم نفرت من شد گلایه

نظرات ()



شکستنی (امید)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢۳

خیال کردم بری میری از یادم تو رفتی و نرفت چیزی از یادم

تو رفتی تازه عاشقتر شدم من از اونی هم که بود بدتر شدم من

صبح تا شب این شده کارم که واسه ی چشات بیدارم

تو خدای عاشقایی تو تموم کس و کارم

تو به داد من رسیدی وقتی تنهاییمو دیدی

تو نذاشتی برم از دست اگه چیزی هم هنوز هست

نازنینم امید شیرینم من به جز تو کسی نمیبینم

از اون روزی که رفتی یه روز خوش ندیدم

به جز دستای گرمت پناه و پشت ندیدم

زندگیمو به پای تو دادم اون روزا رو نمیره از یادم

نازنینم برس به فریادم

نظرات ()



ای عشق (معین)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٢

چه ویرانگر ولی شیرینی ای عشق

گهی شاد و گهی غمگینی ای عشق

بیا که با همه افسونگری هات

برای درد دل تسکینی ای عشق

بی تو من خرابم در رنج و عذابم

ای عشق ای عشق ای عشق

نیایش هایم از تاثیر عشقه

که پایم بسته با زنجیر عشقه

ندارم چاره ای جز عشق و مستی

که این بیچارگی تدبیر عشقه

راستی اگه یار نبود چی میشد

احساسی در کار نبود چی میشد

تو لحظه لحظه های نا امیدی

عشق اگه غمخوار نبود چی میشد

نظرات ()



غیره معمولی (محسن چاووشی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٢

دوستی ساده ی ما غیر معمولی شد

نمیدونم اون روز تو وجودم چی شد

نمیدونم چی شد که وجودم لرزید

دل من این حس و از تو زودتر فهمید

تو که باشی پیشم دیگه چی کم دارم

چه دلیلی داره از تو دست بردارم

بین ما کی بیشتر عاشق من یا تو

هر چی شد از حالا همه چیزش پاتو

دیگه دست من نیست بستگی داره به تو

بستگی داره که تو تا کجا دوسم داری

بستگی داره که تو تا چه روزی بتونی

عاشق من بمونی منو تنها نزاری

دست من نبود اگه اینجوری پیش آومد

میدونستم خوبی ولی نه تا این حد

انگاری صد ساله که تو رو میشناسم

واسه اینه اینقد روی تو حساسم

منه احساساتی به تو عادت کردم

هر جا باشم آخر به تو برمیگردم

نظرات ()



خاطره(مارتیک)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٢

از قلب هزار عاشق من قصه هزار گفتم

تک قصه ی قلب خود از چشم تو بشنفتم

من راز بسی دیدم آن هم همه آشفته

تک راز دل خود را با چشم تو آشفتم

آغاز پس از آغاز پرواز پس از پرواز

من خاطره میابم من خاطره میابم

آواز شدی پرواز گر در نفسی خواهی من خاطره میابم

نظرات ()



مطرب دلشکسته (ستار)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٢

آه ای صدای خسته مطرب دلشکسته

ساز صدا شکسته ای گل شب نشسته

آه ای صدای خسته مطرب دلشکسته

نگو صدا ندارم حال و هوا ندارم

ای مطرب پیر یار وفادار ای معنی عشق آواز عاشق

آواز سر کن سازتو بردار

حالا که مطربای شهر ساز صمیمی ندارن

زخمه به سازی میزنن حال قدیمی ندارن

هوای عشقه تو صدات صدای پای خستگی

چاووش این غافله ای تا انتهای خستگی

حالا که ساز قصه ها سوز حقیقت نداره

سکه ی سینه سوخته ها قلبه و قیمت نداره

نظرات ()



کفتر کشته (داریوش)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٢

کفتر کشته پروندن نداره رو خاک و خونا کشوندن نداره

کفتر کشته پروندن نداره کتاب کهنه که خوندن نداره

داره از تنهایی گریه ام میگیره توی شهر دیگه موندن نداره

کی میشه که منو تو ما بشیم و رها بشیم

مرغ پربسته که کشتن نداره وقتی کشتی دیگه گفتن نداره

از یه دریچه ی تاریک و سیاه پای پیر خسته دیدن نداره

اگه تو باغچه فقط یه گل باشه گل اون باغچه که چیدن نداره

هر درختی که یه روزی پیر میشه اونو از ریشه سوزوندن نداره

فصل مردن واسه من کی میرسه وقت پرواز من از این قفسه

از من در به در اینجا چی میخواین بگیرین اگر که مقصد نفسه

توی گلها مثال اطلسی نیست حرفای من مثل حرف کسی نیست

شعر من حرف قشنگ رفتنه حرف غم تا دنیا دنیاست گفتنه

نظرات ()



عشق تازه (امید)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٢

تو کار عشق اگر چه وا نمیدم به هیچکی غیر تو بها نمیدم

تو کلبه ی امید و آرزوهام به غیر تو کسی رو راه نمیدم

بیا و این منو دوباره بشناس که لبریز توام از عشق و احساس

میخوام غرق محبت تو باشم بمونم با تو تا دنیا به دنیاست

کمی خدا خدا کن یه کم واسم دعا کن

برای دیدن من زیر پاتو نگاه کن

تماشا داره این با تو شکفتن تو رو خواستن به تو هرگز نگفتن

عجیب این هوای عشق تازه که احساسم به داشتنش مینازه

محبت داری و داری زیادی به ایثار تن من دل ندادی

دلم میخواست برای تو بمیرم تو این حق و چرا به من ندادی

تن دریا دل طوفانی من هوای ساحل مرجانی تو

منو با زورق عشق تو میبرد به اون جایی که هست مهمانی تو

نشسته در کمین بودن من سکوت بی دلیل خواستن تو

منو میسوزه گرمایی که داره تماشای به من دلبستن تو

نظرات ()



گل مرداب (شاهرخ)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٢

ای تک افتاده ی غمگین گل روییده به مرداب

ای که دور از همه گلها تن خستت شده بی تاب

تو تن آلوده ولی پاک گل زیبای اسیری

شاید این سهم تو بوده توی این برکه بمیری

حرف تازه ای نداری گرچه سرشار صدایی

قصه هاتو بگو با من تو که با من آشنایی

گفتنی های زیادی روی لبهای تو مرده

تو ولی ببین تو دنیا غمتو کسی نخورده

در سکوت سرد مرداب دل به تنهایی سپردن

انتظار تو چه سخته مثل انتظار مردن

ای تک افتاده ی پرپر که شدی اسیر طوفان

تو غریب و بی پناهی به غریبی بیابان

نظرات ()



روح من (محسن چاووشی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٢

اولش فکر نمیکردم که دلم رو برده باشه

یا دلم گول چشای روشنش رو خورده باشه

اما نه گذشت و دیدم دل من دیوونه تر شد

به تو گفتم و دلت از قصه ی من با خبر شد

آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن

رفتن یه راهه دشوار واسه هرگز نرسیدن

میدونم دوسم نداری مثل روزای گذشته

من خودم خوندم تو چشمات یه کسی اینو نوشته

میدونم فرقی نداره واست عاشق بودن من

میدونم واست یکی شد بودن و نبودن من

اما روح من یه دریاست پره از موج و تلاطم

ساحلش تویی و موجاش خنجرای حرف مردم

نظرات ()



شب ستاره چین (عارف)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢۱

پنجره ها رو وا کنین که عشقم از سفر میاد

برای غربت شبم مژده ای از سحر میاد

صدای پاشو میشنوم تو کوچه ها قدم زنون

پر میکشه دلم براش به سوی ماه تو آسمون

آهای آهای ستاره ها فانوس راه اون بشین

بگین بیاد از این سفر تو این شب ستاره چین

پنجره ها رو وا کنین گل بریزین سبد سبد

میاد که پیشم بمونه گفته نمیره تا ابد

ستاره ها بهش بگین جدایی و سفر بسه

بگین که این شکسته دل یه عمره که دلواپسه

نظرات ()



فرشته (سیاوش قمیشی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢۱

فرشته آومدی از دور چطوره حال و احوالت

یه کم تن خسته ی راهی غباره رو پر و بالت

فرشته آومدی از دور ببین از شوق تابیدم

میدونستم میای حالا تو رو من خواب میدیدم

چه خوبه آومدی پیشم تو هستی این یه تسکینه

چه قدر آرامشت خوبه چقدر حرفات شیرینه

فرشته آسمون انگار خلاصه است تو دو تا بالت

تو میگی آخرش یکشب میان از ماه دنبالت

میان میری نمیمونی تو مال آسمونایی

زمین جای قشنگی نیست برای تو که زیبایی

تو میری آره میدونم نمیگم که بمون پیشم

ولی تا لحظه ی رفتن یه عالم عاشقت میشم

نظرات ()



نیاز (رضا صادقی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢۱

دلم برات تنگه عزیز یادی نمیکنی ز من

دارم دیوونه میشمو نمیبینی نیاز من

میخوام ببینمت ولی فاصله از من تا خداست

خودم هزار و یک طرف همه حواسم به شماست

وقتی نمیبینم تو رو چشمامو واسه کی بخوام

نفس برام سمی میشه هوا رو واسه کی بخوام

انگار نه انگار که دلی برای بودن تو بود

رفتی و بین آدما شدم یکی بود و نبود

یه جور واقعی تو رو حس میکنم توی تنم

به جون تو بدون تو دیگه دارم دق میکنم

صورت ماهه تو عزیز دیوارای خونه شده

هر کی میبینتم میگه طفلکی دیوونه شده

تو رو خدا راضی نشو بیشتر از این هدر بشم

دیگه بسه راضی نشو اینجوری در به در بشم

نظرات ()



خدایا (امید)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢۱

خدایا بار الهی سینه ای آگه ما را ده

رفیقی همزبانی همدلی همره ما را ده

محبت رفته از دلها نمیدانم میدانی

رفاقت گم شده در ما نمیدانم میدانی

خداوندا در این ظلمت دل ما را به نور حق روشن کن

از این کینه از این نفرت از این سودا تو انسان را ایمن کن

خدایا ایزد یکتا ز عرش کبریا بنگر

به کام کس نمیگردد دگر این چرخ بازیگر

نه جان نه جانانی نه عشق و ایمانی که نور حق در دل افروزد

نه کفر انسان را امید پایانی جهان در این آتش میسوزد

نظرات ()



شعرهای عاشقانه (شاهرخ)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢۱

تو شهر چشمم شب و رها کن

برای رفتن منو صدا کن

شب جدایی برام دعا کن

من از تبار گیاه و آبم

با چشم روشن اسیر خوابم

نگاه پاکه شراب نابم

به ما گفتن نخونین شعر عاشقانه

از اون روزی که میگفتن گلامون پر زدن رفتن

به ما گفتن ببندین در و روی ترانه

ندونستن که شعر ما نمیمیره با این بستن

بگیر دستم که پل نزدیک و باریکه

چراغم شد که شبها سرد و تاریکه

بزن چنگی به چنگت که شب آومد به جنگت

بمون با من که بی مهرت پناهم نیست

به جز خوندن تو تاریکی گناهم نیست

ببار که چشم پاکت گذر گاهه برامون

پر از خیاله شب مسافر

یه شعر آسون برای شاعر

غسال کعبه برای زائر

درا رو واکن که گل بخونه

تو شهر سنگی در این زمونه

پر پریدن برام بمونه

نظرات ()



لیلی و مجنون (محسن چاووشی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢۱

منو ببخش که ساده از عشق تو گذشتم

سپردمت به تقدیر بار سفر رو بستم

باید برم از اینجا چاره نمونده جز کوچ

برای زنده موندن تو این زمونه ی پوچ

بزار همیشگی شه قصه ی عاشقیمون

تو باشی لیلی منم مثال مجنون

بین دوراهی و شک حیرون و هاج و واجم

سفر دوای دردم هجرت تنها علاجم

طاقتشو ندارم طاقت دل بریدن

سیل بلور اشکو رو گونه ی تو دیدم

حرفی نمونده باقی سکوت حرف آخر

تو هم به خاطر عشق از من ساده بگذر

نظرات ()



سال دو هزار (داریوش)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٠

سال سقوط سال فرار سال گریز و انتظار

فصل شکفتن فلز سال سیاه دو هزار

سال سقوط عاطفه تا بی نهایت زیر صفر

نهایت معراج ذهن اندیشه ی تفسیر سحر

تو ذهن ماشین های سرد معنای عشق و احتیاج

روی نوار حافظه یعنی یه درد بی علاج

سال به بن بست رسیدن پنجه به دیوار کشیدن

از معنویت گم شدن تن به غریزه بخشیدن

قبیله یعنی یه نفر همخونی معنا نداره

همبستگی خوابیه که تعبیر فردا نداره

سال سقوط سال فرار سال گریز و انتظار

پاییز تلخ و بی بهار سال سیاه دو هزار

سالی که خون تو رگها نیست قلب فلزی تو سینه است

وقتی که تصویر زمان شکستگیه آینه است

قبیله یعنی یه نفر همخونی معنا نداره

همبستگی خوابیه که تعبیر فردا نداره

تو اون روزایی که میاد کسی به فکر کسی نیست

هر کی به فکر خودشه به فکر فریاد رسی نیست

همه به هم بی اعتنا حتی به مرگ همدیگه

اگه کسی کمک بخواد کی میدونه اون چی میگه

توی کتابای لغت سفید برگا همیشه

نه دشمنی نه دوستی هیچی نوشته نمیشه

نظرات ()



تهدید (شادمهر عقیلی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٠

منو تهدید میکنی که یه روز از پیشم میری

تا من میام حرف بزنم اخماتو تو هم میکنی

تو منو دوسم نداشتی حتی قد نوک انگشت

اگه من یه روز نباشم کی از عشقت میمیره

یه روزی میرم اون روزه که گریه ات میگیره

تو منو دوسم نداشتی حتی قد نوک انگشت

برو با خیال راحت اینجا قلبی نشکسته

دیگه برنگرد که اینجا کسی منتظر نشسته

نظرات ()



عشق رویا (رضا صادقی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٠

دیدمش از دور که میرفت اشک سردی تو چشاش بود

اون نمیخواست بره اما زنجیر اجبار به پاش بود

میشنیدم هق هقش رو که میگفت تا فردا بدرود

لحظه ها تلخ بوده اما دل من منتظرش بود

به سلامت ای همه کس میدونم که برمیگردی

میدونم دلت همین جاست از دلم سفر نکردی

خیلی زود رفت دم جاده اما من اونو میدیدم

خداحافظ گفتنش رو خیلی روشن میشنیدم

چند قدم مونده به بودن ذره ای نزدیکتر از من

سر وعده مون نشستم تشنه ی به تو رسیدن

بغض سردم نعره میزد خداحافظ عشق رویا

میمونم تا برنگردی روی نیمکت لب دریا

نظرات ()



خبر مرگ (محسن چاووشی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٠

آن زمان که خبر مرگ مرا میشنوی

روی خندان تو را کاشکی میدیدم

شانه بالا زدنت را بی قیدو تکان دادن دستت

که مهم نیست زیاد و تکان دادن سر

چه کسی باور کرد جنگل جان مرا

آتش عشق تو خاکستر کرد

میتوانی تو به من زندگانی بخشی

یا بگیری از من آنچه را میبخشی

چه کسی خواهد دید مردنم را بی تو

گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس میگوید

نظرات ()



دختر دریا (گوگوش)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢٠

آهای دختر دریا بازم صبح شده پیدا

پاشو چشماتو واکن تو دریا رو نگاه کن

میخواد بنشینه خورشید توی مرمر دستت

صدف میریزه نم نم از اون چشمای مستت

آهو میگه که قلب تو یه صحراست

صحرا میگه دروغ نگو یه دنیاست

بارون میگه اشکای تو یه چشمه است

چشمه میگه دروغ نگو یه دریاست

نزار شبنم اشکات بباره دونه دونه

چو مروارید غلتون بریزه روی گونه

یه جفت گوشواره داری تو از سکه ی خورشید

دو چشمون تو از شب آومد مهتاب و دزدید

ماهی میگه راز تو رو به دریا

دریا میره میگه به گوش ابرا

ابرا میگن راز تو رو به بارون

بارون میگه به دشت و کوه و صحرا

نظرات ()



وداع (بیژن مرتضوی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٩

اینچنین با مهربونی خوندنت چیست

به این نامهربونی موندنت چیست

میپرسم از دل دیوونه ی خود

که ای بیچاره عاشق موندنت چیست

رفتم خداحافظ ای خونه ات آباد

ای آنکه دگر عشق خود را برده ای از یاد

رفتم خداحافظ ای عشق بی بنیاد

ای آنکه دگر هستی ام را داده ای بر باد

دنیای پاک من پر از معصومی عشقه

غمخونه ی قلبم پر از محرومی عشقه

در مکتب ما عاشقی یعنی فدا گشتن

او بودن و از ما و من دیگر رها گشتن

تو باش و این دنیای تو که پر از هوس بازیست

من میروم با این دلی که پر از پریشانیست

از تو نمیگوید این ساز بشکسته

دیگر نمینالد با سیم بگسسته

آری خدایی هست درد آشنایی هست

فریاد عاشق را راهی به جایی هست

دیوونه ای بودم در بازی تقدیر

رفتم که بگریزم زین عشق دامن گیر

آری عذاب عشق نقش برآب عشق

بهتر که ناخونده بسته است کتاب عشق

دیوونه ای بودم که عمری باورت کردم

چون شبنمی از لاله ی دل بسترت کردم

کاش اون دو چشم مهربونت رو نمیدیدم

کاش از لب گرمت گل بوسه نمیچیدم

نظرات ()



خاک (شهرام صولتی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٩

آخرش از عشق وطن همین روزا دق میکنم

وصیت عاشقیمو پیش تو عاشق میکنم

خاکم بردار و ببر تو خاک مرز پر گهر

بگو تصدق سرش بریز هوا صبح سحر

بگو بیایین نگاش کنین مردشه آومد از سفر

اینه سزای عاشقی زنده و مردش در به در

خاکم بردار وببر ببر بریز رو قله ی دماوند

تو قلعه ی دیو سپید دربند

ببر بریز خوب و عزیز اونجا که موی مادرم تو خاکه

بهش بگو که پیرهای دربند خاطرخواهات

قشون قشون هزار هزار به عشق تو زنده فقط تو روزگار

میخوام یه شب گریه کنم تا صبح باز

از ته دل بگم وطن وطن باز

نظرات ()



سلطان عشق (ویگن)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٩

این حال و هوا ساز و نوا از دل تازه است

این همهمه ها زمزمه ها از دل تازه است

این عطر گل و چتر گل و چشمه ی رویا

این بوی وفا جوی صفا از دل تازه است

از راه رسیده این دل تازه اون دل زدناش چه دلنوازه

این تازه نفس چکیده ی عشق میخونه واسم قصیده ی عشق

باز این دل نو ترانه سازه هر نغمه رو با جون مینوازه

این دل نو رسیده عاشقه عاشقونه

عزیز تازه وارد آومده تا بمونه

تو بزم پر شور تو هلهله ساز آومده

به پیش سلطان عشق مست نیاز آومده

نظرات ()



ای دل بنال (ایرج مهدیان)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٩

میخوام مثل دیوونه ها سر بکشم به خونه ها

بپرسم از همسایه ها رفته کجا اون بی وفا ای دل بنال ای دل بنال

هر چی میخوای ناله بکن تا آسمون خبر بشه

شاید یه روز تو زندگی شب منم سحر بشه ای دل بنال ای دل بنال

دیگه منو نمیخواد نمیخواد دیگه پیشم نمیاد نمیاد

ای دل نمیدونی چرا غم با تو گشته آشنا

میخونه از زبون من دیگه شده از من جدا ای دل بنال ای دل بنال

نظرات ()



فرشته (حمید عسگری)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱۸

چند روزه که دلم میگه عاشق تو شدم دیگه

فقط میترسم که بگی خسته شدم از تو دیگه

حس میکنم که این روزا بدجوری عاشقت شدم

نه عادته نه یک هوس برام شدی مثل نفس

من تو بهشتم تو فرشتمی تو گل منی و تو گل منی

اگه دنیارم بدن به جای تو فقط تویی که تو سرنوشتمی

دنیا رو گشتم تا رسیدم به تو فرق میکنه واسه من چشمای تو

آره دوست دارم من تا پای جون هر چی بخوای میدم تو پیشم بمون

نظرات ()



آغاز عشق (سیاوش شمس)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱۸

دیروز دستامون دور از هم تنها از هم جدا

امروز یک عشق بی پایان آغاز ماست ای همصدا

دیروز قصه مون رویا بود ما گم ما سرگردون

امروز ما تو آغوش هم پر میگیریم ای مهربان

دنیای ما با هم زندگی میسازه دو پرنده یه پروازه

لبهای ما با هم دنیای پر خواهش بوسه هامون آغاز عشق

دیروز پوچ و بی معنا بود تاریک بی انتها

امروز ما تو چشمای هم زنده میشیم با هر نگاه

دیروز ذره های امید خاموش در ذهن ما

امروز قطره های گم باز جون میگیرن در بین ما

نظرات ()



کلبه ی عشق (امید)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱۸

نگاهت مثل آینه رو به رومه تا چشمات قبله گاه آرزومه

بی تو آفتاب عشقم لب بومه این آفتاب بپره کارم تمومه

دل و جونم و باختم تو رو عاشق شناختم

تا من کلبه ی عشق و تو دستای تو ساختم

یه سینه ریز الماس بغل بغل گل یاس

پیشکش قلب من بود به تو با عشق و احساس

تو دنیایی که عشق خیال و خوابه مثل جاری آب توی سرابه

به پابوس تو و عشق تو رفتن برای این من عاشق ثوابه

نظرات ()



شاعر (گوگوش ... مارتیک)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٧

کلبه ها فکر حصارن باغچه ها فکر بهارن

باغبونا فکر بارن من به فکر قصه گفتن

شب تو فکر راه نوره نور تو فکر بوف کوره

خاک به فکر ابر دوره من به فکر دل سپردن

من چه کردم جز نشستن گریه دیدن گریه کردن

وقتی باغ قصه میسوخت من چه بودم جز یه خرمن

کار من تقدیس آبه ناله از دست سرابه

کار تو اما قشنگه ساختن باغ از یه سنگه

قلب چوپون توی نی بود دست سرما رنگ می بود

خنده جنس ماه دی بود من نشستم قصه گفتم

خسته از خفتن تو بودی عاشق رستن تو بودی

شاعر و روشن تو بودی من فقط از غصه گفتم

نظرات ()



منو ببخش (مجتبی کبیری)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٧

اگه راهم  این روزا از تو یه کم دوره ببخش

توی زندگی آدم یه وقتا مجبوره ببخش

بگذر از من اگه صبر و طاقتم کافی نبود

عکس من تو قاب رویایی که میبافی نبود

بگذر از من اگه جمعه بود و باز دیر آومدم

شب واسه گفتنه قصه ها به تاخیر آومدم

گل یکدونه ی گلدون بلور زندگی

چی دارم واست به جز یه عالمه شرمندگی

آرزوم همیشه این بوده که تو کسی بشی

سایه بون دل بی پناهه بی کسی بشی

ببخش اگه میونمون فاصله هست

جای نفس تو سینه هامون گله هست

ببخش اگه غربت چشمای من

فقط واسه نداشتن حوصله هست

حالا که گذشته از من تو باید صاف بمونی

مثل آینه شمعدونای نقره شفاف بمونی

یه سبد دعا و خوشبختی یه فردا مال تو

دست من بود که میگفتم همه دنیا مال تو

برو زندگی رو با مهربونی رنگ بزن

همه رو با هر چی دوست داری هماهنگ بزن

دوریمون و باز میزاریم به حساب سرنوشت

اینقدر خوبی که آخر میدونم میری بهشت

نظرات ()



وقتی که دیر میکنی (بهنام علمشاهی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٧

وقتی که دیر میکنی هر ثانیه میشه یه عمر

عمری که میگذره باغم

با خودم فکر میکنم شاید عزیزم

تو میخوای ما جدا بمونیم از هم

وقتی که دیر میکنی دلم میگیره

از غم دوری تو تب میکنم

هر صدای پایی که میاد عزیزم

من لباسامو مرتب میکنم

نظرات ()



لالایی (داریوش)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٧

لالا میگم برات خوابت نمیاد بزرگت میکنم یادت نمیاد

لالا کن بوته ی خوش رنگ پنبه که با ما دست این دنیا به جنگه

شب مهتابی امشب دوباره مامات رفته دل من بی قراره

مامات رفته به جاده ی تباهی الهی بشکنه قلبش الهی

میخواست با فقر و بدبختی بجنگه میگفت بیهوده مردن خیلی ننگه

عجل آومد رسید هنگام مرگش فنا شد در فساد اون قلب سنگش

سفارش کرده غمخوار تو باشم به روز و شب پرستار تو باشم

بزرگ شی و بجنگی با گناهاش که سامونی بگیره آرزوهاش

حالا من موندم و تو توی خونه عزیزم قلب تو خیلی جوونه

نظرات ()



بت شکن (ستار)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٧

ای آمده با شعر ای رفته با گریه

ای خط دلتنگی از بغض تا گریه

با من صبورانه سرکردی و ساختی

اما چه بی حاصل دردامو نشناختی

تا زندگی بوده قصه همین بوده

پشت سر خورشید شب در کمین بوده

ما هر دو بازیچه در بازی نیرنگ

قربانی یک قوم سر تا به پا از سنگ

تو بت پرست اما من بت شکن بودم

باید که بت میمرد جایی که من بودم

بتخانه شد اما محراب عشق من

فرمان بت این بود از عشق دلکندن

بت را شکستم من بتخانه شد خالی

با بت گناهم مرد آن پوچ پوشالی

قربانی بت شد ایمان و پیوندم

من هم ز جای خویش بتخانه را کندم

اکنون نه بت مانده نه تو و نه فردایی

این بت شکن مانده با زخم تنهایی

نظرات ()



عاشق شده ام (عارف)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٧

ای اختر تابون من عشقت سر و سامون من

ای روشنیه چشمون من هم دردی و هم درمون من

تاریکه گر دنیای تو محزونه گر آوای تو

دیوانه ی غمهای توام رسوای توام

تا من عاشق عاشق شده ام

افسرده ای افتاده ز پا در پای توام

تا من عاشق عاشق شده ام

کاشکی تو این دور و زمونه مهر و وفا بر جا بمونه

کاشکی توی دلها بمونه این سوز و ساز عاشقونه

چشمم نبیند جز تو را قلبم نخواهد جز وفا

چون ندارم به جز رنج تو به جهان

چشم خود میدهم بر تو با دل و جان


نظرات ()



نقطه سر خط (رضا صادقی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٧

ساده بیا دست منو بگیر و ساده نگیر اینهمه سادگی رو

ساده نگیر اگه هنوز میتونی پای همه سادگیات بمونی

خسته نشو اگه تموم راهها پیش تو و سادگیات بسته شن

طاقت بیار اگه همه آدما از اینکه پا به پات بیان خسته شن

آخر خط جاده های خسته بگو چقدر راه نرفته مونده

پشت دلت وقتی به خون نشسته چند تا ترانه هست که کسی نخونده

دووم بیار خسته نشو از سفر تنهاییتم بزار رو دوشت ببر

ترانه باش اون ور آخر خط به نقطه میرسی بیا سر خط

نظرات ()



روزگار وحشی (محسن چاووشی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٧

تو به شفافی شبنم روی برگا

من مثل یه برگ زردی که میفته از درختا

تو مثل طراوت گلای نرگس

روی قلبم من نوشتم بی تو هرگز

بین من و تو فاصله غوغا میکنه

یاد حرفای قشنگت منو رها نمیکنه

تو منو گذاشتی رفتی توی روزگار وحشی

توی کوچه های غربت دنبالم حتی نگشتی

تو مثل ستاره ای که توی شبهای سیاهم

میدرخشی و میشی جون پناهم

تو مثل طراوت گلای پونه چرا رفتی از برم ای دیوونه

تو مثل یه تیکه ابری توی آسمون آبی

پاک و ساده مثل رویا مثل خوابی

بگو یکبار آره یکبار برمیگردی

یا هنوزم بی تفاوت یخ سردی

نظرات ()



کی میدونه (هایده)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٦

اگه از پرنده پرواز و بگیرن چی میمونه

اگه از مستای شب خوندن آواز و بگیرن چی میمونه

اگه از هر چی صداس زمزمه ی ساز و بگیرن چی میمونه

کی میدونه چی میمونه کی میتونه که ندونه

من میدونم من میدونم واسه اینه که میخونم

پای پروانه پر از بوی گله توی دست باغچه ها لاله پره

گلدون عتیقه تو کنج حیاط اما توش یه عالمه نقش گله

فصل گل جشن پرنده فصل عطرای رمنده

نرگسی گل زرد و سبزه رو لباش حجله ی خنده

واسه من شوق نموندن قد ابرای بلنده

واسه ما به هم رسیدن مثل دیوار و کمنده

نظرات ()



محتاج (ابی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٦

امروز که محتاج توام جای تو خالیست

فردا که بیایی به سراغم نفسی نیست

درمن نفسی نیست نفسی نیست در خانه کسی نیست

نکن امروز را فردا بیا با ما که فردایی نمیماند

که از تقدیر و فال ما در این دنیا کسی چیزی نمیداند

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود

دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست

من در پی خویشم به تو برمیخورم اما

در تو شده ام گم به من دسترسی نیست

نکن امروز را فردا دلم افتاده زیر پا

بیا ای نازنین یار دلم را از زمین بردار

در این دنیای وانفسا تویی تنها منم تنها

نکن امروز را فردا بیا با ما بیا با ما

در این دنیای ناهموار که میبارد به سر آوار

به حال خود مرا نگذار رهایم کن از این تکرار

امروز که محتاج توام جای تو خالیست

فردا که میایی به سراغم نفسی نیست

آن کهنه درختم که تنم غرقه ی برف است

حیثیت این باغ منم خار و خسی نیست

نظرات ()



ماه پیشونی (گوگوش)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٦

توی گسترده ی رویا ای سوار اسب ابلق

دنبال کدوم مسیری توی تاریکی مطلق

ای به رویا سر سپرده با توام ای همه خوبی

راهی کدوم دیاری آخه با این اسب چوبی

با توام ای که تو فکرت با هر عشق و با هر اسمی

رهسپار فتح قلب ماه پیشونی طلسمی

توی دستای نجیبت عکس ماه پیشونی داری

واسه پیدا کردن جاش دنیا رو نشونی داری

ماه پیشونی تو قصه فکر بیداری تو خوابه

خورشید هفت آسمون نیست عکس خورشید توی آبه

از خواب قصه بلند شو اسب چوبیتو رها کن

ماه پیشونی مال قصه ست مرد من منو صدا کن

اگه از افسانه دورم اگه ماه پیشونی نیستم

اگه با زمین غریبه اگه آسمونی نیستم

واسه خواب خستگیهات مثل یک قصه لطیفم

به صداقت تو مومن مثل قلب تو شریفم

نظرات ()



چیزی که عوض داره گله نداره (عباس قادری)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٦

میدونی میخوام دل از تو برگیرم

آشیونی بر بام دگر گیرم

دل ز غمهایت دیگه رها سازم

برم و چون تو یار دگر گیرم

من چقدر گفتم بهت ای آروم جونم

نشو پیش چشم من جام رقیبونم

یادته گفتی به من این رسم کاره

عاشق باید غم و خونشون بیاره

چیزی که عوض داره گله نداره

روزی تو دیوونه میشی اسیر میخونه میشی

موهای تو سفید میشه همدم پیمونه میشی

همه ازت میشن جدا تو میمونی و یاد ما

میگی خدا رفته کجا

نظرات ()



تا حالا غم دیدی (بهنام علمشاهی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٦

تا حالا تو زندگیت غم دیدی بی وفاتر از خودت هم دیدی

تا حالا شده دلت خون باشه یا چشات همیشه گریون باشه

اونی که شب تا سحر با یادش زندگی میکنی و بیداری

تا حال شده بگه با طعنه میشه دست از سر من برداری

خوش به حال اون کسی که تو دلت جا داره

خوش به حال اون کسی که تو براش میمیری

من حسود نیستم ولی گاهی حسودی میکنم

به کسی که دستاشو با جون و دل میگیری

نظرات ()



علی کنکوری (داریوش)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٦

با چشای بی فروغ میون راست و دورغ

خودم و گم میکنم توی این شهر شلوغ

پچ پچ آدمکا بسکه تو هم میدوه

دیگه فریاد منو سایمم نمیشنوه

صدای زنجیر تو گوشم میخونه

تو داری از غافله دور میمونی

سرتو خم کن که درا وامیشن

تا بگی نه پشت کنکور میمونی

من میخوام مثل همه ساده زندگی کنم

چادر موندنم و هر جا خواستم بزنم

تو این دریا نمیخوام نهنگ کوری باشم

پشت این درهای قفل علی کنکوری باشم

نظرات ()



دو پرنده (لیلا فروهر)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٦

دو تا پرنده هستیم رو شاخه های غربت

نه اهل قصه گفتن نه خوندن و نه صحبت

ما بس که نپریدیم پریدن یادمون رفت

تو راه موندیم و دیگه رسیدن یادمون رفت

نه رفیقی نه سلامی نه کسی با یه پیامی

رو درختی تنها توی دشت و صحرا بی پناهیم

سر توی بال هم اما باز محتاج یه نگاهیم

پاک و معصوم بی گناهیم خالی از حرف پر آهیم

نظرات ()



بن بست (سیاوش قمیشی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٦

من به بن بست نرسیدم راهم و کج کردم

با تو مشکلی ندارم با خودم لج کردم

دنبال راه فرارم از تو نه از اینجا

میدونی فایده نداره بسه دیگه رویا

تو چرا خسته نمیشی از من دیوونه

از منی که شب و روزام مثل هم میمونه

تو چرا چیزی نمیگی این خودش کابوسه

غصه کم کم جون میگیره دل یهو میپوسه

من نمیتونم بسازم خونه ی رویاتو

حیف پای من بریزی همه ی دنیاتو

من خودم اسیر راهم تو اسیرم میشی

من نمیخوام توی سختی تو کنارم باشی

نظرات ()



هنوز دل منی (محسن چاووشی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٦

کفتر چاهی من تنگ بی ماهی من

ای قبای وصله در جنگجوی بی سپر

دل افسرده ی من پشت پا خورده ی من

شب بی مهتابم روز بی آفتابم

ای در بسته شده از همه خسته شده

دل افسرده ی من پشت پا خورده ی من

ای شکسته تن سبو سکه ی بی پشت و رو

ای خلیج یخ زده خرمن ملخ زده

گوش کن ای دل من تو هنوز دل منی

با همه بی ثمری تو خود شکفتنی

نظرات ()



گل پونه (ستار)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٥

گله پونه گله پونه دلم از زندگی خونه

تو این دنیای وارونه برام هر گوشه زندونه

برای مستی و ساقی نمونده حرمتی باقی

تو هر کوچه برای عشق مهیا مونده شلاقی

افسوس افسوس افسوس

گل پونه گل پونه دلم از زندگی خونه

کسی جز تو نمیدونه چقدر خوابم پریشونه

صفوف عاشقان پیوسته پیوسته

به مسلخ میروند آهسته آهسته

همش اعدام گلها پای گلدسته

کبوتر ها همه از گنبدا خسته

تو این دنیای ویرونه نه گل مونده نه گلخونه

سر دیوار هر خونه فقط جغده که میخونه

افسوس افسوس افسوس

گل پونه مگه دنیای ما خوابه

نمیبینی مگه چشم خدا خوابه

که با اسمش یکی از گرد راه آومد

خدا رو یاد کرد و عشقو گردن زد

گل پونه گل پونه اگه امروز دلم خونه

امیدم زنده میمونه که دنیا رو بلرزونه فردا فردا فردا

نظرات ()



حریم شبانه (داریوش)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٥

در این حریم شبانه ی ستم گرفته

در این شب خوف و خاکستر که غم گرفته

رفیق روزای روشنه رهایی من

ستاره ها رو صدا بزن دلم گرفته

قامت یاران از تبر داران اگر شکسته

جنگل جاری رو به بیداری به گل نشسته

بهار من رو به بیداری جنگل جاری جوانه بسته

ستاره سوسو نمیزند اگر چه بر من

رفیق شبهای بی کسی ای سر به دامن

در این سکوت سترون سنگر به سنگر

چراغ خورشید واره ی چشم تو روشن

نظرات ()



تلافی (محسن چاووشی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٥

دست از سر ما بردار کنار تو نمیمونم

یه روز میگفتم عاشقم اما دیگه نمیتونم

تقصیر هیچ کس دیگه نیست قصه ی ما تموم شده

حیف همه خاطره ها به پای کی حروم شده

دروغ میگفتی که برم از بی کسی دق میکنی

اشکاتو باور ندارم بی خودی هق هق میکنی

یادم میفته لحظه ای که دست تو رو شد برام

قسم میخوردی پیش من که جز تو عشقی نمیخوام

دست خودم نیست که دیگه هیچ کس و باور ندارم

این چیزا تقصیر تو تلافیشو در میارم

نظرات ()



ما به هم نمیرسیم (گوگوش)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٥

ما به هم نمیرسیم مثل خورشید و ماه

تن تو خاک بهشت تن من پر از گناه

تویی یک روز بهار یار تو خورشید گرم

من شبی بی همدمم یک شب سرد و سیاه

من به دنبال تو با پای برهنه

تو جوون و تازه ای من پیر و کهنه

تویی یک مرغ سپید عاشق چشمه و رود

من گل آلوده و تلخ قطره آبی ته چاه

تویی در راه سفر سفری دور و دراز

تن بی قدرت من عاجز از این همه راه

نظرات ()



کلاس نقاشی (ابی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٥

خورشید خانم چارقد مشکی نمیخواس

مثل شما با این سر و شکل و لباس

کپه ی نور ماه سبکتر از هواس

خورشید خانم رهاتر از من و شماس

هر کی میخواد با کلاشی سر کلاس نقاشی

پیرهن گلدار نکشیم خاطره ی یار نکشیم

درخت سرباز نکشیم بدتر از اون ساز نکشیم

باید بدونه عاقبت دو بال پرواز میکشیم

درای این مدرسه رو رنگی و دلباز میکشیم

رو کاغذای بی صدا ساز میکشیم ساز میکشیم

نظرات ()



دویدیم و دویدیم (مجتبی کبیری)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٤

چه روزای قشنگی عشقو نفس کشیدیم

روی گلای قالی با خنده دست کشیدیم

روزای روشن عشق شب و ستاره کشتیم

به جز تقدس نور چیزی رو دوست نداشتیم

پاییز عاشقیمون غرق ترانه ها بود

هوای پاک و شرجیش دور از بهانه ها بود

تو گرگ و میش تردید گلایه رو ندیدم

به خاطر رسیدن دویدیم و دویدیم

پس کوچه های غربت محو چشای گل شد

دست منو نگاهت واسه سپیده پل شد

هر روز غروب که میشد وقت قرارمون بود

روزی که گل میدادی فصل بهارمون بود

ثانیه ها گذشتن ترانه ها چکیدن بهاریه روزگار دیگه ما رو ندیدن

یه پرده ی حریر و رو بختمون کشیدیم طبق یه سنت زرد دویدیم و دویدیم

نظرات ()



جنگل (داریوش)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٤

پشت سر پشت سر پشت سر جهنمه

رو به رو رو به رو قتلگاه آدمه

روح جنگل سیاه با دست شاخه هاش داره

روحمو از من میگیره

تا یه لحظه میمونم جغدا تو گوش هم میگن

پلنگ زخمی میمیره

راه رفتن دیگه نیست حجله ی پوسیدن من

جنگل تیره

قلب ماه سر به زیر به دام شاخه ها اسیر

غروبشو من میبینم

ترس رفتن تو تنم وحشت موندن تو دلم

خواب برگشتن میبینم

هر قدم به هر قدم لحظه به لحظه سایه ی

دشمن میبینم

نظرات ()



حاشا نکن (ستار)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٤

حاشا نکن عشقتو از چشم تو پیداست چشمان تو لبریز از عشق و تمناست

این لحظه ها شاید دگر هرگز نیاید عمر من دیوانه تا فردا نپاید

آیینه ی چشمان تو میگوید از عشق روی لب شیرین تو اما و شاید

من تک درخت صحرای دورم خورشید من محتاج نور است

تو میتوانی تا مثل باران بر من بباری عشق من تا من بمانم

همچون پرستو تو ای مسافر در سایه ی عشقم بمان من سایه بانم

تن خسته ای لبریز خواهش دل حسرت دست نوازش

یا زندگی بر من ببخشا یا ریشه ام سوزان به آتش

من عاشقم عاشقترینم عاشق ترین مرد زمینم

در چشم من خود را ببین حرفی بزن ای نازنین ای اولین ای آخرینم

نظرات ()



نمیخوام (رضا صادقی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٤

نمیخوام اشک چشماتو ببینم چرا باور نداری نازنینم

من از دنیا بریدم ناامیدم دلم تنگه چشام خسته است عزیزم

امیدم مرگه اما طاقتم نیست میدونم لایق خاکی تنم نیست

حقیرم پیش چشمات نازنینم نمیخوام اشک چشماتو ببینم

میدونی مثل اسمت بیقراری مثل کوچ پرستو تا بهاری

میدونی نی نی چشات نجیبه الهی گفتنت خیلی غریبه

اگه میگم بری ترسم چشاته نگاهه گرم و پاکو بی گناته

نمیخوام مثل من آلوده باشی واسه مردن فقط آماده باشی

نظرات ()



سربلند (امید)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱۳

به نام عشق و زندگی تو رو انتخاب کردم

من از در خونه ی دل همه رو جواب کردم

گفتم برای چیدن گلی از گلزار بهشت

دیگه به امید خدا میرم به سوی سرنوشت

زدم به قلب زندگی برای انتخاب یار

قرعه به نام تو زده سهم من و این روزگار

عاقبت کار دیگه خوب و بدش به دست توست

بزار که سربلند باشیم شکست من شکست توست

از اون روزی که آومدی شریک زندگیم شدی

حال و هوای زندگیم لحظه به لحظه دست توست

من دوست دارم رو به تو راحت گفتم

گفتم ولی از روی صداقت گفتم

میپرسی که تا کی عاشقم میمانی

از حالا تا فردای قیامت گفتم

نظرات ()



اسیر عشق (رضا صادقی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱۳

دلم برات تنگ شده خیلی وقته

لحظه ی دوری از تو خیلی سخته

نمیدونی چه تلخ بی تو بودن

چه معنی داره بی تو شعر سرودن

دلتنگیام فراوونه دل دیگه بی تو داغونه

دنیا با اون بزرگیاش بی تو برام یه زندونه هوای چشمام بارونه

هیچ کس رو جز تو ندارم که سر رو شونش بزارم

باز مثل ابرای بهار واسش یه دنیا ببارم سر روی شونش بزارم

به سر هوای تو دارم اینجوری داغونم نکن

من که اسیر عشقتم بیا و زندونم نکن

زندگی بی تو مشکل خودت اینو خوب میدونی

بیا و این آخر عمر بگو همین جا میمونی

نظرات ()



بارون (سیاوش شمس)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱۳

صدای بارون میاد دوباره هوای کوچه هاتو یادم میاره

همون کوچه هایی که بوی تو رو میدادن تو آینه ی خیالم فقط یه یادن

صدای بارون میاد نیستی تو این بار پیشم

نقشت رو دیوار میگه ازت جدا نمیشم

دونه بدونه بارون نم نم میباره آواز ناودوناتو یادم میاره

چه پاک و آشنا بود شنیدنی بود طنین گرم خاکت بوییدنی بود

نظرات ()



عطر لحظه ها (مارتیک)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱۳

از خلیج خونه ی کهنه سالم تا کنار آبی های شمالم

از شهر ما تا اون دور دورا از کوچه ی تو تا پس کوچه ی ما

قصه دارم چهل سال خاطره از مرغ سحر تا دو پنجره

از اون شبی که در باغ حکایت همسفر شدیم

به موسم شکفتن نرسیده در به در شدیم

هزار و یک غزل میشه نوشت از عطر لحظه ها

از ابتدای هر حادثه ی گل تا خزان ما

همسرود همساز من ای پرستو بگو از محبوب من قصه بگو

گریه میخواد دلم گریه ی سیر از دوری گل مثل خار کویر

نظرات ()



شکوفه ها (ویگن)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱۳

شکوفه میرقصد از باد بهاری شده سرتاسر دشت سبز و گلناری

شکوفه های بیقرار روز آفتابی به صبا بوسه دهند با لب سرخابی

ای شکوفه خنده ی تو جلوه ها دارد آن روی زیبا نظری سوی ما دارد

دلداده بلبل دارد سخن ها آراید از دشت و چمن ساز سخنها

پروانه در دشت طرب آمده تنها

باد بهاری با بی قراری شکوفه پرپر کند و لاله پریشان

به هر طرف دست صبا دشت گل افشان

شکوفه میرقصد گل بهاری شده سرتاسر دشت سبز و گلناری

عطر جان پرور گل میبرد هوشم نغمه ی مرغ چمن کرده خاموشم

نظرات ()



التماس (نریمان)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱۳

من با التماس میگفتم واسه ی جدایی زوده

تو با خنده هات میگفتی بین ما هیچی نبوده

همه ی روزای خوب و خیلی آسون پس گرفتی

من پیش چشات شکستم اما تو هیچی نگفتی

تو که تقصیری نداری سادگی از دل من بود

فکر دوست داشتنت انگار یه خیال غدغن بود

نه به فکر انتقامم نه به فکر راه چاره

سهم من از تو و عشقت یه نگاهه بی قراره

من با گریه هام میگفتم واسه ی جدایی زوده

تو با خنده هات میگفتی بین ما هیچی نبوده

من گلایه ای ندارم همه چیز و خوب میدونم

اگه حتی بگی برگرد من کنارت نمیمونم

نظرات ()



همراز (بیژن مرتضوی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱۳

آدما آی آدما ببینین زندگی رو چه بی وفاست

ببینین رفتن گل چه بی صداست

دست رفاقت نمیدین حرف صداقت نمیگین

باز میگیرن بهونه شکوه از این زمونه

کاشکی میشد میگفتین حرفای عاشقونه

سرم را روی شونت میگذاشتم گل بوسه روی موهات میکاشتم

برات هر لحظه حرفی تازه داشتم برات هر لحظه شعری میسرودم

یکی یکدونه ی قلب تو بودم یکی یکدونه ی قلب تو بودم

برات روزی صدای ساز بودم طنین دلکش آواز بودم

میون جمله های عاشقونه منم اونکه برات همراز بودم

برام از عشق عاشقها میگفتی از عاشق بودن دلها میگفتی

برام از عشق و احساس خدایی برام از خوبی دنیا میگفتی

نمیدونم چرا از من گذشتی همه پلها رو پشت سر شکستی

نمیدونم پر مرغای عشقو چرا کنج قفسهاشون شکستی

بیا تا عشقو تو چشمات ببینم برات هر چی گله سرخه بچینم

بیا زیر و بم فریاد من شو یکی شو با منو همراز من شو

نظرات ()



طلوع (شهرام صولتی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱۳

روز به تو رسیدن روز طلوع من بود

تکرار یک دوباره با تو یکی شدن بود

روز تولد عشق میلاد قلب من بود

روز تو رو شناختن فصل یکی شدن بود

پرنده بود و پرواز یه آسمون دلباز

من بودم و یه آغاز برای با تو پرواز

نیاز با تو رفتن آغاز یک سفر شد

پایان هجرت من با قلب در به در شد

تو بودی و پنجره های دلباز

من بودم و هوای با تو پرواز

تو بودی و راه بدون برگشت

نگاهی که به دنبال تو میگشت

یه آسمون ستاره در خلوت شبانه

یه دنیا استعاره بغل بغل ترانه

به عشق با تو بودن توشه ی راه کردم

تو رو نگاه کردم هدیه به ماه کردم

نظرات ()



ای دریغ (معین)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٢

چون سرابی در کویر چون خیالی دلپذیر

رفته بودی آمدی اما چه دیر اما چه دیر

رفتی و آمد بهار بی قرارم بی قرار

خاطراتت را فقط از من نگیر از من نگیر

از میان قاب دودی رنگ شیشه میبریدی از من اما تا همیشه

با همه دریا دلی دل را به دریاها زدم پشت پا بر اصل بی بنیاد این دنیا زدم

با هزاران آرزو با صد هزار شوق و امید از پس دیروز و امروز ناگهان فردا رسید

ای دریغ از عمر رفته ای دریغ قصه ی ابریشم و بیداد تیغ

خاطراتم لحظه لحظه درج موعودم شده

چشمه بخت تشنگی آب گل آلودم شده

همچو ماه آسمان از من گریزان میشوی

مثل شب در ظلمت هر سایه پنهان میشوی

نظرات ()



پروانه ها (محسن چاووشی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۱٠

شال و کلاه کن آسمون خیسه چترتو واکن گریه بارونه

حال و هوای برگ ریزون چشمامو پاییزم نمیدونه

پروانه ها وقتی که میسوختن تقدیر تو دوختن به تقدیرم

هر وقت دلت میگیره میسوزم هر وقت دلت میسوزه میمیرم

خیلی دلم گیره خیلی گرفتارم دوست داشتنت خوبه خیلی دوست دارم

محبوب من چشمات به من میگن روز جدایی خیلی نزدیکه

میری نمیدونی که دور از تو دنیام چقدر غمگین و تاریکه

دنیای من تاریک و غمگینه بار جدایی خیلی سنگینه

هر کس که از حالم خبر داره از شونه هام این بار و برداره

نظرات ()



سبد (ابی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٩

تن تو کو تن صمیمی تو کو تنی که جون پناه من نبود

عطوفت تن تکیده ی تو کو تنی که تکیه گاه من نبود

سبد سبد گلای تازه ی تنت برای باغ من نبود

افسانه ی ظهور دستای تو جز قصه ی شکست من نبود

صندوقچه ی عزیز خاطراتمو ببین ببین که موریانه خورد

ببین که بی کبوتر صدای تو گلای رازقیمو برد

درخت تن سپرده دست بادم و پر از جوانه ی شکستنم

ببین چه سوگوار و سرد و بی رمق در آستانه ی شکستنم

رفتن تو افول خاکستری ستاره ی دل بستن من نبود

شعر نجیب اسم تو غزل نبود حماسه ی شکستن من بود

مفسر محبت ای رسول عشق بگو بگو که معبدت کجاست

آه ای مسافر تمام جاده ها چرا شبانه کوچ میکنی

دلم گرفت از این سفر دلم گرفت چه غمگنانه کوچ میکنی

نظرات ()



حالا باور بکنم یا نکنم (گوگوش)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٩

آومدم شبها رو باور نکنم غصه نذاشت

آومدم غصه رو باور نکنم شب نمی ذاشت

حالا باور بکنم یا که باور نکنم

دردی درمون نمیشه کاری آسون نمیشه

کوه غصه روی قلبم دیگه ویرون نمیشه

میتونست چشمای تو شبها رو روشن بکنه

نزاره غم توی دل این قده شیون بکنه

توی دل هیچ میدونی غم داره آواز میخونه

اینو من میدونم و این شب تاریک میدونه

دل تو خنده ی تو چشمای تو دستای تو

میتونستن نزارن شبها رو باور بکنم

حالا باور بکنم یا که باور نکنم

دردی درمون نمیشه کاری آسون نمیشه

کوه غصه روی قلبم دیگه ویرون نمیشه

نظرات ()



تو که نیستی (رضا صادقی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٩

شب تا صبح بیدارم از عشقت میبارم

بی خبر از حالم موندی مهربون یارم

دیگه بد جور دلگیرم دیگه از جونم سیرم

تو سکوتم توی بغضم بی تو دارم میمیرم

آره میدونم و میدونی بدجور دیوونم

به امیدی به نویدی دارم از تو میخونم

دیگه بسه دل خسته داره از غم میپوسه

جای خورشید توی چشمام دیگه سوسوی فانوسه

تو که نیستی آوارم از دنیا بیزارم

تو که نیستی بی ماهم تک و تنها توی راهم

تو که نیستی تاریکم به نبودن نزدیکم

تو که نیستی بی برگم بی روحم یک سنگم

تو که نیستی نه هوا هست نه نفس هست نه ترانه

تو که نیستی واسه بودن نمیمونه یه بهانه

نظرات ()



وطن (عارف)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٩

هر چی میخوام اسم وطن نیارم باز میبینم جز اون چیزی ندارم

وطن وطن میکنم و میدونم آخرشم جونم و روش میزارم

هر چی بگم کم داره باز یه چیزی باز میبینم جاش خالیه عزیزی

فقط میگم که هر چی هست اسیریست در به دری بی کسی و غریبیست

آدما که درد وطن ندارن بپرس ببین پس کین و چی دارن

بپرس ببین قبله شون از کدوم راست اونا که ایرانم و دوست ندارن

سر روی مهره خاک کی میزارن

بی وطنی لایق دشمنامون بزار که تا یکی بشه صدامون

دلم میخواد یه روز بیاد بتونم تو کوچه مون مست کنم و بخونم

داد بزنم ای ایران ایران جونم رو پرچمت چکیده رنگ خونم

سرود آزادی برات میخونم از تو قفس آزاد میشی میدونم

نظرات ()



رهگذر (ستار)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٩

از سفر آومده بود رهگذر آومده بود

از دیار نازنینم میومد از بهار سرزمینم میومد

گفتم از سنگ صبورم چه خبر از عزیز راه دورم چه خبر

گل سرخ گونه ها و تن تبدار و کشید

پر گریه مثل بارون چشم دیدار و کشید

از سفر آومده بود رهگذر آومده بود

گفتم اون خرمن زلفای بلند هنوزم رو شونه هاشه چون کمند

هنوزم میرقصه تو دست نسیم هنوزم میکشه دلهارو به بند

زیر ابر بی ستاره یه شب تار و کشید

پر بسته یه کبوتر گرفتار و کشید

گفتم از چشمای خوشگلش بگو قصه ای از دلش بگو از دل غافلش بگو

واسه من دونه ی الماس و کشید قلب پر احساس و کشید

شاخه گل یاس و کشید

گفتم از اون گل تنها چه خبر دخل تمنا چه خبر اون قد و بالا چه خبر

واسه من مخمل شبها رو کشید حسرت دیدار و کشید

شمع شب تار و کشید

نظرات ()



آینه (داریوش)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٩

رو میکنم به آینه رو به خودم داد میزنم

ببین چقدر حقیر شده اوج بلند بودنم

رو میکنم به آینه من جای آینه میشکنم

رو به خودم داد میزنم این آینه است یا که منم

من و ما کم شده ایم خسته از هم شده ایم

بنده ی خاک خاک ناپاک خالی از معنای آدم شده ایم

دنیا همون بوده و هست حقارت از ما و منه

وگرنه پی شکار نان زمین مثل یه ارزنه

زمین بزرگ و باز نیست دنیای رمز و راز نیست

به هر طرف رو میکنم راه رهایی باز نیست

دنیا کوچیکتر از اونه که ما تصور میکنیم

فقط با یک عکس بزرگ چشمامون و پر میکنیم

به روز ما چی آومده من و تو خیلی کم شدیم

پاییز چقدر سنگینی داشت که مثل ساقه خم شدیم

نظرات ()



نفرین (محسن چاووشی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٩

الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرش

بیای ببینی که همه حلقه زدن دور و برش

الهی که روز وصال طوفان شه از سمت شمال

هیچی از اون روز نمونه به جز گلای پرپرش

قسم میخوردی با منی قسم میخوردی به خدا

خدا الهی بزنه تو کمرت تو کمرش

من اهل نفرین نبودم چه برسه که تو باشی

بیاد الهی خبرت بیاد الهی خبرش

عمرت الهی کم نشه اما پر از غصه باشه

زجرایی که به من دادی بکشی تا آخرش

الهی که یه روز خوش از تو گلوت پایین نره

رسوای عالمت کنن اون چشای در به درت

میخوام بدونم قد من عاشقته دوست داره

اینکه رها کردی منو می ارزه به دردسرش

هر چی بدی کردی به من الهی اون با تو کنه

ببینی دیگری به جات رفته شده همسفرش

نظرات ()



سیه روز (مجتبی کبیری)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٩

ای که سیاهه روزت عجب غمی تو داری

از ظلمت شبونه گریون و بی قراری

روی سکوت شبهات یه جغد شوم نشسته

بال پریدنت رو چنگ زده و شکسته

خونه ی آبادتو ویرونه کرده برات

آسایشی نداری نشسته غم رو چشات

سردی و تاری شب هیچ وقت دووم نداره

سر میزنه سپیده روشنی رو میاره

نظرات ()



بیا (شادمهر عقیلی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۸

لحظه ها همیشه خواستن که تو رو بگیرن از من

چه غریب و ناشناس جاده ی به تو رسیدن

همیشه یه چیزی بوده شوقت و از دلم ربوده

ولی یک طپش دل من از غمت جدا نبوده بیا بیا بیا بیا بیا

یه روز چشاتو واکنی میبینی من تموم شدم

میبینی جام چه خالیه یا رفته ام پی خودم

اگه یه روز و روزگار ریشه کنه باز بشینی

تموم این روزا رو جلو چشات باز ببینی بیا بیا بیا بیا

چقدر ما فاصله داریم چرا اینو نفهمیدم

کاش این روزا میمردن و یه جور اینو میفهمیدم

دیگه برام نمیمونی تو چشمات اینو میخونم

چقدر دلم گرفته باز نمیدونم چی بخونم

نظرات ()



کجایی (رضا صادقی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۸

تموم سهم من از تو همین بود

شبای بی تو سرده و تب آلود

رسیدی دیدمت اما نموندی

گمت کردم چقدر آسون چقدر زود

یه عمره با منه این زخم تازه

نترسونم نگو قصه اش درازه

نمیترسم نمیزارم نمیشه

نمیتونی نباشی بی اجازه

چقدر سخته چقدر دیره کجایی

ببین دنیام چه دلگیره کجایی

حقیقت داره تو دوری ولی خب

خیالم با تو درگیره کجایی

نظرات ()



ساده دل (عارف)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۸

این منم اون ساده دل که به عشقت داده دل

آی نیگاه کن زیر پات زیر پات افتاده دل

آی به دل آتیش نزن عشق تو امیدشه

غم شده مهمون دل چه عزیزی پیششه

ساده دل هرگز نمیگفت از شب و شب قصه ی بی خوابی هاش

ساده دل فهمیده بود تو عاشقی صادق نمیمونی باهاش

ساده دل یک شب عاشق تر شد و راهی میخونه شد

باده خورد و گریه کرد عاقبت دیوونه شد

ساده دل پشت خونت آومدش سر به دیوارا زدش

عاشق عشق تو بود با همون خوب و بدش

ساده دل اون یه رنگ نابلد خسته از دنیای بد

دل به عشقت داد و رفت سر به کوه و دره زد

نظرات ()



بلوغ ستاره (ستار)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۸

به تو میرسم یقین تا به سینه ام قلب عاشقی هست

در این دشت بی کسی تا نشانه ای از شقایقی هست

ندانم کجا چگونه ولی روزی عاشقونه

گل عشق ما ز نو روی شاخه ها میزند جوونه

به آنها که میشناسی سلامی بده دوباره

بگو با تو گفته ام گردش فلک یار عاشقونه

بخند ای عزیز بومی تو ای نازنین عاشق

بخند ای تو پاک و معصوم تو ای تا همیشه صادق

سلامی دوباره باید به لبخند صبح فردا

بخند عاشقونه با من که خندد سپیده با ما

بیا تا به حرمت عشق کلامی دوباره باشیم

در این بهت شب گرفته بلوغ ستاره باشیم

به ویرانیم رسیدی بیا و بسازم از نو

از این من مرا رها کن که شاید بمیره در تو

نظرات ()



نیستی (داریوش)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۸

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست

ببین مرگ مرا در خویش که مرگ من تماشاییست

مرا در اوج میخواهی تماشا کن تماشا کن

دروغین بودم از دیروز مرا امروز حاشا کن

در این دنیا که حتی ابر نمیگرید به حال ما

همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها

فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم

دلم چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم

گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم

به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم

رفیقان یک به یک رفتند مرا با خود رها کردند

همه خود درد من بودند گمان کردند که همدردند

شگفتا از عزیزانی که هم آوای من بودند

به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند

نظرات ()



زخم بون (محسن چاووشی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۸

من با زخم زبونات رفیقم

مرهم بزار با حرفات رو زخم عمیقم

با توام که داری به گریه ام میخندی

کاش میشد بیایی به من دل ببندی

تنها بودن یه کابوسه شوم عزیزم

کار دل نباشی تموم عزیزم

نظرات ()



مسافر (مجتبی کبیری)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۸

با رفتنت مسافر جاده رو تشنه کردی

جاده نفس نداره اگه تو برنگردی

شب دراز قصه خمیازه ی زمینه

فاصله ی نفسهات فقط یه نقطه چینه

توی رگبار مصیبت من دلخوش بهارم

تو اوج خستگی هام خیالی از تو دارم

میگیره انتظارت تلخی لحظه هامو

نیاز ساده ی من جاده و بارون و تو

خاموشی شب سرد تاوان خستگیمه

نگاه تو همیشه امید زندگیمه

شعر تلخ کنایه برام طعمی نداره

حقیقت پیش رومه دور دلم حصاره

نظرات ()



رسواترین (سیاوش قمیشی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۸

نگاهی میکنی گاهی مگه عاشق ندیدی تو

یا شاید دیدی و رسواترین عاشق ندیدی تو

یا ما مجنونیم و خونه خرابی عالمی داره

یا عشقت مونده و دست از سر ما بر نمیداره

خداییش فرقی هم انگار نداره

یا اگه داره دل رسوای ما بند کرده و بازم گرفتاره

الهی دلخوشی باشه پناهت گلای رازقی تنپوش راهت

الهی خوش خبر باشه قناری بخونه تا خروس خون چشم به راهت

صفای دیدنت ای قصه ی نور منو با خود ببر تا آخر دور

گلای پیرهنت یاس و اقاقی بمونن منتظر تا قصه باقی

نظرات ()



بگو دوسم داری (حمید عسگری)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٧

وای که چقدر تو رو دوست دارم

و میمیرم واسه تو تو همیشه تو قلبمی

میمرم واسه چشمای قشنگت

بگو بگو بگو بگو دوسم داری

دیگه نگو نمیای که میمیرم

وقتی که نیستی بهونه میگیرم

بازی نکن با دلم که میمیره

بیا که دلم پیش قلب تو گیره

نکنه که دیوونه شی به عشق من شک کنی

نکنه بی وفا بشی بخوای منو دک کنی

نکنه که میخوای بری بازم میخوای بد بشی

شاید واست عادی شدم میخوای ازم رد بشی

تو رو خدا وقتی میام نگو دیگه دیره

نگو که دلت یه جای دیگه ای اسیره

نگو نمیشناسی تو دیگه رنگ صدامو

نگو نمیفهمی دیگه معنی حرفامو

نظرات ()



دل من(رضا صادقی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٧

دل من حالش خوشه اصلا" بلد نیست بگیره

ولی خیلی تنگ میشه گاهی میترسم بمیره

اما بازم به خودش میاد و سوسو میزنه

باز حیاط خلوت سینه مو جارو میزنه

میگمش تا کی میخوای عاشق بشی و بشکنی

به روی خودش نمیاره میپرسه با منی

با کیم با تو عاشق پیشه ی سر به هوا

با تو دیوونه ی در به در بی سر و پا

با تو که هر چی دارم میکشم از دست تو

با تو که هر جا میرم مسیر دربست تو

کی میخوای دست از سر آبروی من برداری

کی میخوای عقل که دزدیدی سر جاش بزاری

کی میخوای بزرگ بشی سنگین بشینی سر جات

سر به راه بشی و دنیا رو نزاری زیر پات

نظرات ()



گل گلخونه (عارف)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٧

گل گلخونه ی من یکی یکدونه من

چراغ خونه ی من آومدم باز آومدم باز

نمیخوام گریه کنم واسه مرگ غنچه ها

تو به من هدیه بکن پر پرواز پر پرواز

خسته دلداری میخواد از شما یاری میخواد

توی قحطی وفا دل پرستاری میخواد

به منه غمزده ی دلمرده دوباره درس محبت بدهید

منه افسرده ی نا امید و دوباره به خنده عادت بدهید

نظرات ()



کاشکی (ستار)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٧

کاش با اندیشه ها بیگانه بودم

کاشکی دیوانه ی دیوانه بودم

کاشکی در رندی این مرد رندان

چاره گر با چاره ای رندانه بودم

کاشکی دیوانه بودم تا دلم غمگین نمیشد

یا چنین بر دوش صبرم بار غم سنگین نمیشد

من جهانی میپسندم خالی از هر ناروایی

دوست دارم زندگی را با صفای بی ریایی

نظرات ()



سراب آینه (محسن چاووشی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٧

من از تو دل نمیبرم اگر چه از تو دلخورم

اگر چه گفته ای تو را به خاطرات بسپرم

هنوز هم خیال کن کنار تو نشسته ام

منی که در جوانی هم به خاطرت شکسته ام

تو در سراب آینه شبانه خنده میکنی

منه شکست داده را خودت برنده میکنی

نیامدی و سالها نظر به جاده دوختم

بیا ببین که پیر شدم چه عاشقانه سوختم

رفیق روزهای گم رفیق خوب روزها

همیشه ماندگار من همیشه در هنوزها

صدا بزن مرا شبی به غربتی که ساختی

به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی

نظرات ()



من و نگاه (مجتبی کبیری)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٧

قصه ی من و نگاهت قصه ی آتیش و آبه

لحظه ی به تو رسیدن مثل تعبیر یه خوابه

تو یه آینه رو به رومی نفست لمس تابستون

صدای گرم و لطیفت مثل نغمه های بارون

میتونه جونم فدای عاشقی های تو باشه

میتونی با من بمونی تا دلم از غم رها شه

میخوام ای تموم رازم ای تو معنای نیازم

بهترین ترانه ها رو واسه ی چشات بسازم

نمیخوام که قصه باشیم رو زبون هر چی آدم

توی لحظه های بی تو آشیونه رفته به بادم

نظرات ()



شب نیلوفری (بیژن مرتضوی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٧

تو از چرخش یک رقص تو خلوت شبانه

تو از متن یه تصویر لوند و دلبرانه

تو از کجا شکفتی تو از کجای قصه

که شب نیلوفری شه مثل دنیای قصه

از آفاق کدوم قصه شکفتی که هم پرواز رویا را ظنینی

که مثل شوق آزادی زلالی مثل حس رهایی دلنشینی

شب از اسم تو گلبارون من از عطر عبور تو

نگاه آینه پر شد از گل سرخ حضور تو

ردای عشق پوشید شب خاکستری پوش

چراغون شد از آغاز حریم سرد خاموش

من و خاکستر شعر تو و گل باد روشن

ببادم دادی اما نجاتم دادی از من

نظرات ()



یه قطره دریا (بیژن مرتضوی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٧

منو نو کن به یه بوسه برسونم به ستاره

اسممو بپاش تو آینه بزار بشکفم دوباره

شب و برگردون به اول زیر موسیقی بارون

واسه دوره کردن عشق لحظه رو غزل بپوشون

ساعت ساعت سبز عاشقونه است ساعت سرخ یه ترانه است

با تو جهان شعری به شکوه رقص یه پروانه است

بده شعری به نسیم و گل سرخی به کبوتر

معجزه کن ای معجزه گر

دست بکش به خواب ابر و ماهو مهمون کن به بستر

معجزه کن ای معجزه گر

از جشن رنگی ماهیا یه قطره دریا به من بده

از خواب ترد قناریا یه شاخه رویا به من بده

از کهکشون افسانه یک رنگین کمون جا به من بده

از آب و مهتاب و خاطره یه لحظه فردا به من بده

نظرات ()



بی تو (ابی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٦

وقتی تو نیستی گم میشه آفتاب خاکستر میشه حریر مهتاب

از رفتنت من پر میشم از شب شب دلهره شب اضطراب

وقتی تو نیستی دنیا شب میشه شب از دل من شب تا همیشه

بی تو هر نفس تکرار ترسه لحظه لحظه نیست نبض تشویشه

بی تو نه صدا مونده نه آواز نه اشک غزل نه ناله ی ساز

بالی اگه هست از جنس کوهه از رنگ خاک و حسرت پرواز

هیچکی عاشقت این جور که منم نبود و نشد لاف نمیزنم

من از تویی که بد کردی با من گله میکنم دل نمیکنم

نظرات ()



صدام کردی (ابی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٦

تو از متن کدوم رویا رسیدی که تا اسمت رو گفتی شب جوون شد

که از رنگ صدات دریا شکفت و نگاه من پر از رنگین کمون شد

تو از خاموشی دلگیر رویا صدام کردی صدام کردی دوباره

صدا کردی منو از بغض مهتاب از اندوه گل و اشک ستاره

صدام کردی صدام کردی نگو نه اگر چه خسته و خاموش بودی

تو بودی و صدای تو صدام زد اگر چه دور و ظلمت پوش بودی

تو چیزی گفتی و شب جای من شد من از گور و غزل دیوار شدم باز

تو گیج و ویج از خود گم شدنها من از من مردم و پیدا شدم باز

از این تک بستر تنهایی عشق از این دنج سقوط آخر من

صدام کردی که برگردم به پرواز به اوج حس سبز با تو بودن

صدام کردی که رو خاموشی من یه دامن یاس نورانی بپاشی

برهنه از هراس و تازه از عشق توی آغوش جان من رها شی

نظرات ()



بانوی بی قرار(مجتبی کبیری)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٦

بانوی بی قرار من یاغی قصه ها نشو

کنار دست حادثه میون باد رها نشو

ساده بشو ساده بشو گوش فلک رو کر نکن

به شهر قصه ها نرو شباتو در به در نکن

بانوی بی قرار من تو ای عزیز بی پناه

بمون درون قاب من تو این دریچه ی نگاه

تو شب یلدای سکوت شبی شبیه شب پره

دلت رو باز رها نکن از تو هیاهو بگذره

نشکون سکوت و با گریز نرو به دره ی سقوط

بمون و فریادی بزن اگر چه تلخه این سکوت

نظرات ()



پرنده (محسن چاووشی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٦

آهای تو که بخوابی عمیق و سرد رفتی

تو قلبا سبز موندی اگر چه زرد رفتی

کنار خاطراتم با تو همیشه خنده است

طرحی که از تو دارم شبیه یک پرنده است

شب و روز پیش منی تو هنوز پیش منی

تو هنوز تو سفره ی دل درویش منی

هر جا که باشی خوبه روشن و بی غروبه

غمی نداره تا هی به قلب تو بکوبه

تو اوج هر بی کسی همیشه سبز و زنده

بدون دلواپسی پر بزن ای پرنده

نظرات ()



تکیه گاه (امید)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٤

سرتو بزار رو شونه هام خوابت بگیره

بزار تا آروم دل بی تابت بگیره

بهم نگو از ما گذشته دیگه دیره

حتی من از شنیدنش گریه م میگیره

بزار رو سینم سرتو چشمای خیس و ترتو

بزار تا سیر نگات کنم بو بکشم پیرهنتو

بغل کن و بچسب بهم بکش دوباره دست بهم

جز تو کسی رو ندارم نزدیکتر از نفس بهم

وقتی چشات خوابش میاد آدم غماش یادش میاد

یه حالتی تو چشماته که عشق خودش باهاش میاد

نظرات ()



به عشق تو (حمید عسگری)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٤

همه ی دنیا رو گشتم تا تو رو پیدا کنم

تو نباشی نمیشه عشقی دیگه پیدا کنم

پس ازم نگیر نگاتو پس نگیر ازم صداتو جونمو میدم براتو میمیرم

به عشقه عشق تو زنده ام و عشق تو واسم همه چیزم و نبودن تو واسم مرگه

من به جز عشق تو عشقی رو عشق نمیدونم

و فقط همین یه عشق و تو چشم تو میخونم و زندگی بی تو هرگز

نظرات ()



چمدون (محسن چاووشی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٤

چمدونم و دارم میبندم با یه طرح کهنه از دلخوشیام

باورم نمیشه باید برم دیگه هیچ وقت به دیدنت نیام

تو که میشناسی منو بهم بگو مگه میشه اینهمه ساده برم

با تموم جاده ها عطر تو هست بگو باید از کدوم جاده برم

شایدم دوباره باید از همون جاده ای که تک و تنها آومدم

تک و تنها برم و یادم بره واسه هیچی دل به این جاده زدم

چمدونم و باید میبستم واسه رفتن از همون روزی که

تو با طعنه هات میگفتی عشقت واسه ی دنیای من کوچیکه

خونه خیلی وقته که میگه با خودت مرور کن گذشته رو

کسی اینجا به تو وابسته نبود خودتو خسته نکن دیگه برو

من با چمدونم آخر این جاده منتظر میشم

تو هم اگه دیدی تنهایی سخته برات بیا بمون پیشم

نظرات ()



خونه به خونه (هایده)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۳

هر کوچه به کوچه هر خونه به خونه

دنبالت میگردم تا برگردی خونه

وقتی توی کوچه عطر تو میپیچه

دل میگیره بونه تا برگردی خونه

هر کوچه به کوچه هر خونه به خونه

نقش تو به دلهاست اسمت رو زبونه

اونی که به راه توست چشمای منه

قصه گوی تنهای شبهای منه

اونی که سیاه توست دنیای منه

غرق در گناه توست لبهای منه

به کتاب عشق من تو کلام آخری

روی بال خاطره تو با من همسفری

به هوای پر زدن اگه آوازی باشه

دوست دارم که بعد از این با تو پروازی باشه

نظرات ()



خلوت (گوگوش)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۳

یه تنهایی یه خلوت یه سایه بون یه نیمکت

میخوام تنهای تنها باشم دور از جماعت

هوا خوشبو و تازه به آرامش تن من

حالا غرق نیازه به تنهایی رسیدن

نفس از تن کشیدن برام این چاره سازه

نفسهام در هوای یه صبح نازنینه

برام تنها صدای طبیعت دلنشینه

میخوام دور از هیاهو دیگه تنها بمونم

میخوام اینجا برای دله خودم بخونم

نظرات ()



چادر نماز گل گلی (ستار)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۳

چادر نماز گل گلی پشت بومای کاگلی

اون حوض و اون فواره ها اون باغ و اون پروانه ها

سر کوچه تابستونا این پا و اون پا کردنا

با بچه ها گپ زدنا به انتظار ایستادنا

تا تو بیای و رد بشی بلای جون من بشی

یادت میاد تو پنج دری گفتم که خاطرخوات شدم

تو هشتی دم خونتون گفتم هوا خواهت شدم

تو هشتی دم خونتون گفتم خاطرخواهت شدم

چه عالم قشنگی داشت شب و روزاش چه رنگی داشت

پاهام ز رفتن وا میموند وقتی لبات منو میخوند

دلم تو سینه میتپید وقتی چشام تو رو میدید

پاهام ز رفتن وامیموند وقتی لبات منو میخوند

چادر نماز گل گلی پشت بومای کاگلی

آی حوض و آی فواره ها آی باغ و آی پروانه ها

این روزا تو شهر فرنگ با یان همه یار قشنگ

دلم همش شور میزنه چشام هنوز منتظره

نظرات ()



طلایه دار (داریوش)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۳

ای بزرگه موندنی ای طلایه دار روز

سایه گستر رو تن از گذشته تا هنوز

ای صدات صدای رود تو شب بوسیدنی

ای سخاوت غمت بهترین بوسیدنی

واسه این شرقی تن داده به باد تو گوارایی حس وطنی

تو شقاوت شب قرن یخی تو شکوفایی تاریخ منی

اگه شعرم زمزمه توی بازار صداست

طپش قلبم اگه پچ پچ شاپرکاست

تو رو فریاد میزنم ای که معجزه گری

ای که این شب زده رو به سپیده میبری

ای تو یاور بزرگه همه قلبای شکسته

ای تو مرهم عزیزه هر چی دست پینه بسته

رو کدوم قله نشستی تو که دنیا زیر پاته

غصه ی دستای خالی لرزش پاکه صداته

توی قرت دود و آهن تو رسول گل و نوری

تو عطوفت مسلم تو حقیقت غروری

تو مفسر محبت تو طلایه دار صلحی

فاتح تاریخی من تو خود سردار صبحی

اسم تو اسم شب من به شکوه اسم  اعظم

متبرک و عزیزی مثل سجده گاه آدم

نظرات ()



تئاتر زندگی(محسن چاووشی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۳

دوباره بازیچه شدم توی تئاتر زندگی

تو این نمایشنامه دل شکسته شد به سادگی

نقش نبودن واسه توست نقش شکستن واسه من

صندلی خالی از تو شد ای بی صدا حرفی بزن

پیاده تا نبودنت رفتم و تنهاتر شدم

توی تئاتر زندگی بغض یه بازیگر شدم

خورشیدمون کاغذی بود فقط دکور بود و همین

گلوله های برفیمون آب نشدن روی زمین

پرده به آخرش رسید تکرار تلخ خواهشم

رو صحنه بی تو حالا من غمگین ترین نمایشم

نظرات ()



بازی عشق (مجتبی کبیری)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۳

چشم تو یه جای خوبه واسه ی پناه آوردن

واسه از دنیا بریدن دل رو به دریا سپردن

شعله ی نگات بهانه است برای سوختن و ساختن

بازی عشق و نبردم زندگی رو به تو باختم

میشه مثل یک گل سرخ روی دستات شعله ور شد

واسه ابروت دلو پر داد واسه عشقت در به در شد

میشه یه لحظه تموم شد تو نگاه شعله ریزت

میشه یک عمر عاشقی کرد برای قلب عزیزت

وقتی غوغای غروبه میشه باز با تو طلوع کرد

میشه باز دلو به تو باخت بازی عشقو شروع کرد

نظرات ()



چه باید کرد (ابی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/۳

من میخوام مثل تو باشم چه باید کرد

میخوام از خودم رهاشم چه باید کرد

من میخوام مثل تو باشم چه باید کرد

زندگی رو بشناسم چه باید کرد

چه باید کرد چه باید کرد

چه باید دید چه باید گفت

من میخوام مثل تو دنیا رو ببینم

از یه قطره دل دریا رو ببینم

من هنوز یه بچه ام ساده ی ساده

همه دنیا سوار و من پیاده

همه رفتن و به منزلی رسیدن

تنها من موندم و من موندم و جاده

تو که روز و روزگار و میشناسی

غم جاده های پر غبار و خالی

جاده های بی سوار و میشناسی

تو به من بگو که آسمون چه رنگه

تو به من بگو چرا دنیا قشنگه

تو که بیداری بگو ما همه خوابیم

در به در تشنه به دنبال سرابیم

نظرات ()



کم میارمت (مهرنوش)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢

همین که مینویسمو به واژه میکشم تو رو

دوباره بار غم میشینه روی شونه های من

همین که میشکفی مث یه گل میون دفترم

دوباره گرمی لبات دوباره گونه های من

همین میری از دلم قرار آخرم میشی

دوباره زخم میخورم دوباره باورم میشی

همیشه کم میارمت همیشه کم میارمت نمیشه که نبارمت

گریه فقط کار منه تو اشکاتو حروم نکن

به واژه ای نمیرسی این جوری پرس و جو نکن

فاصله ها مال منن تو فاصله نگیر ازم

بمون که باورت بشه گریه نمیشه سیر ازم

نظرات ()



ساکت (رستاک)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢

ساکت نشستی و من عاشقت شدم

موهاتو بستی و من عاشقت شدم

وقتی نبودی و عاشق نبودمو

حالا که هستی و من عاشقت شدم

وقتی نگاه کنی دیوونه میشمو

موهاتو وا کنی دیوونه میشمو

میمیرم و به جاش من عاشقت شدم

دلواپسم نباش من عاشقت شدم

نظرات ()



بنویس (داریوش)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢

در تب و تاب رفتنم به فکر راهی شدنم

تو ای همیشه همسفر مرا شناختی تو اگر

مرا پس از من بنویس به هر کس از من بنویس

ای تو هوای هر نفس هر نفس از من بنویس

مرا به دنیا بنویس همیشه تنها بنویس

به آب و خاک آتش و باد برای فردا بنویس

تو جان من باش و بگو میلاد من باش و بگو

نفس اگر امان نداد روی خوشی نشان نداد

رفت و دوباره برنگشت مرا دوباره جان نداد

دست و زبان من تو باش نامه رسان من تو باش

حافظه ی تبار من نام و نشان من تو باش

بگو حکایت مرا قصه ی هجرت مرا

توشه ای از غزل ببخش  راه زیارت مرا

تو جان من باش و بگو جانان من باش و بگو میلاد من باش و بگو

نفس اگر توان نداد مرا دوباره جان نداد

به این همیشه ناتمام زمان اگر امان نداد

تو جان من باش و بگو زبان من باش و بگو

بر سر گلدسته ی عشق اذان من باش و بگو

بگو که مثل من کسی به پای عشق سر نداد

از آن سوی آبی آب خبر نشد خبر نداد

نظرات ()



برام دعا کن (رضا صادقی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢

برام دعا کن عشق من همین روزا بمیرم

آخه دارم از رفتنت بدجوری گر میگیرم

دعا کنم که این نفس تموم شه تا سپیده

کسی نفهمه عاشقت چی تا سحر کشیده

این آخرین باره عزیز دستامو محکم تر بگیر

آخه تو که داری میری به من نگو بمون نمیر

تو میری و یه باغ سبز درش به روت بازه هنوز

من باغ سوختم نازنین باشه برو با من نسوز

اگه یه روز برگشتی و گفتن فلانی مرده

بدون که زیر خاک سرد حس نگاتو برده

گریه نکن برای من قسمت ما همینه

دستامو محکم تر بگیر لحظه ی آخرینه

نظرات ()



بهشت من (محسن چاووشی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢

گریه هامو پس میگیرم دروغاتم مال خودت

دیگه نمیزارم منو بکشی دنبال خودت

تو برزخت نمیمونم من دیگه از پیشت میرم

جهنمو پست میدم بهشتمو پس میگیرم

نمیزارم جون بگیری دوباره باز تو قلب من

نمیزارم قد بکشی سایه کنی رو قلب من

اسیر دستات نمیشم بازیچه ی باد نمیشم

من دیگه تو سکوت و آه واسه تو فریاد نمیشم

میرم فراموش میکنم واسه همیشه اسمتو

از قفست پر میکشم که بشکنه طلسم تو

آره منو بازی دادی قبول دارم ساده بودم

راهی نداشتم که برم تو دامت افتاده بودم

نظرات ()



واسه اینه (حمید عسگری)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢

تو فرق میکردی واسه من با همه واسه اینه که میمردم واسه تو

توی نگاهت یه حس غریبی میگفت که دارم میشم عاشق تو

جون منی آخه عمر منی چه جوری بگم میمیرم واسه تو

توی چشام که نگاه بکنی میبینی که دارم میشم عاشق تو

واسه اینه که میمردم واسه چشمات

واسه اینه که میمیرم واسه نگات

واسه اینه  همه وجودم شده بودی

نزار بازم بمونم تو حسرت نگات

فرق تو قلب و احساس قشنگته که منو این جوری دیوونه کرده

حس عجیب خواستن چشماته که تا ابد تو دلم خونه کرده

دستای گرمتو ازم نگیری که مرهم قلبیه که پره درده

باز دوباره زل بزن تو چشام که دوری تو منو دیوونه کرده

نظرات ()



آهای گلم (شهرام صولتی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢

آهای گلم جون دلم چی شد چشای شادت

میشه مگه نیاد دیگه خاطره هام به یادت

آهای گلم جون دلم بهم بگو چه جوری

راضی شدی به رفتن و درد غریب دوری

هق هق و گریه و آه دست من از تو کوتاه

رسیدم آخر راه دست من از تو کوتاه

به غیر تو هیچ کسی رو تو زندگیم نداشتم

به خاطرت غرورمو من زیر پام گذاشتم

چقدر سوال بی جواب بعد تو مونده باقی

حتی صدام اشک چشام نمیشه هم اطاقی

جون خودت جون خودم محض دل شکستم

بیا به خاطر خدا منتظرت نشستم

نظرات ()



پشت شیشه (مهدی مقدم)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢

دیگه هر روز و هر شب لب پیمونه بر لب

مثل دیوونه ها صد بار میام تا پشت شیشه

دیگه تنهاترین تنهاترینم تا همیشه

دلای عاشق روزای آبی همه رفتن همه مردن تو خوابی

میموندم پا به پات هرجور میخواستی

برو که بی وفایی راستی راستی

میاد اون روزگاری که دلتنگ بهاری

ولی بی عشق من تو عاقبت تنها میمونی

میمونه یاد من تو قلب سنگت یادگاری

نظرات ()



خاطرات شمال (حمیرا)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢

سبزه و جنگل دریا و ساحل کی میره از یاد کی میره از دل

وای که چقدر خاطره ها قشنگه دلم واسه اون زمونا چه تنگه

گذشته های دور من واسه من یه خواب و خیاله خیاله

قشنگترین خاطره ها همه از شماله شماله شماله

خاطرات شمال محاله یادم بره اون همه شور حال محاله یادم بره

جاده های شمال محاله یادم بره اون همه شور و حال محاله یادم بره

اونجایی که عشق و صفا از آسمون میباره

مونس تنهایی قلب عاشقون شماله شماله

تنگ غروب با یار خود کنار ساحل بودن

یه عالمی داره که وصفش به خدا محاله محاله

لحظه ی آشنایی با تو کنار دریا

وای که چقدر قشنگ بود در اون غروب زیبا

دریا به سوی ساحل موج و روونه میکرد

نسیم موج دریا موهامو شونه میکرد

اما حالا تو اونجا منم این ور دنیا

ببین قسمت ما رو ببین کار خدارو

کاشکی میشد دوباره با هم شمال میرفتیم

به یاد اون قدیما دلو میزدیم به دریا

نظرات ()



یه شب مهتاب (فرهاد)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢

یه شب مهتاب ماه میاد تو خواب

منو میبره کوچه به کوچه باغ انگوری باغ آلوچه

دره به دره صحرا به صحرا

اونجا که شبا پشت بیشه ها یه پری میاد ترسون و لرزون

پاشو میزاره تو آب چشمه شونه میکنه موی پریشون

یه شب مهتاب ماه میاد تو خواب

منو میبره ته اون دره

اونجا که شبا یکه و تنها تک درخت بید شاد و پر امید

میکنه به ناز دستشو دراز که یه ستاره بچکه مثل یه چکه بارون

به جای میوه اش سر یه شاخه اش بشه آویزون

یه شب مهتاب ماه میاد تو خواب

منو میبره از توی زندون مثل شب پره با خودش بیرون

میبره اونجا که شب سیاه تا دم سحر شهیدای شهر

با فانوس خون جار میکشن تو خیابونا سر میدونا 

عمو یادگار مرد چینه دار مستی یا هشیار خوابی یا بیدار

مستیم و هشیار شهیدای شهر خوابیم و بیدار شهیدای شهر

آخرش یه شب ماه میاد بیرون از سر اون کوه بالای دره

روی این میدون ماه میشه خندون یه شب ماه میاد

نظرات ()



طلوع (شهره)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢

تو از طلوع صبحی تو شعر التماسم

غبار راه دورت نشسته رو لباسم

من از غم تو طردم خالیه دست سردم

کوه نمک تو چشمات پاشیده روی دردم

الهی غرورت حریم خونه باشه تو باغ دل تو هزار جوونه باشه

تو از نداری معلوم بنشین رو خاک قلبم

بیا به مقصد خود ببین چه پاک قلبم

بیا که عاشق باشیم قلب شقایق باشیم

برای دفتر عمر فکر دقایق باشیم

تو اعتبار کوهی تو دشت انتظارم

تو از هجوم موجی رو تن خشک و داغم

من از غرور دستات یه سایه بون کشیدم

رفتم تو خواب چشمات به آرزوم رسیدم

نظرات ()



بهار بهار (تورج شعبان خانی)
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱/٢

صدا همون صدا بود صدای شاخه ها و ریشه ها بود

بهار بهار چه اسم آشنایی صدات میاد اما خودت کجایی

وا بکنیم پنجره ها رو یا نه تازه کنیم خاطره ها رو یا نه

بهار آومد لباس نو تنم کرد تازه تر از فصل شکفتنم کرد

بهار آومد با یه بغل جوونه عید و آورد از تو کوچه به خونه

حیاط ما یه غربیل باغچه ی ما یه گلدون

خونه ی ما همیشه منتظر یه مهمون

بهار بهار یه مهمون قدیمی یه آشنای ساده و صمیمی

یه آشنا که مثل قصه ها بود خواب و خیال همه بچه ها بود

آخ که چه زود قلک عیدیامون وقتی شکست باهاش شکست دلامون

بهار آومد برفا رو نقطه چین کرد خنده به دلمردگی زمین کرد

چقدر دلم فصل بهار و دوست داشت وا شدن پنچره ها رو دوست داشت

بهار آومد پنجره ها رو وا کرد منو با حسی دیگه آشنا کرد

یه حرف یه حرف حرفای من کتاب شد

حیف که همش سوال بی جواب شد

دروغ نگم هنوز دلم جوون بود که صبح تا شب دنبال آب و نون بود

نظرات ()